مرد عنکبوتی Spider-man، توانایی هایی مثل عنکبوت دارد که شامل قدرت های فوق بشری و توانایی برای چسبیدن به بیشتر سطح ها است. او هچنین بی نهایت چابک است و واکنش های شگفت انگیزی نشان می دهد. مرد عنکبوتی یک "حس عنکبوتی" نیز دارد که او را از خطرات قریب الوقوع آگاه می کند.
مرد عنکبوتی یا اسپایدرمن قدرت هایش را با فناوری تکمیل می کند. شیمی دان و دانشمند برجسته بودن، پیتر (مرد عنکبوتی) را یک پرتاب کننده تار تبدیل کرده که تار چسبناکی را شلیک می کند و این کار به او اجازه می دهد تا از ساختمانی به ساختمانی تاب بخورد و مخالفانش را به دام بیندازد. او همچنین روی نیش حشرات کار کرده. به شکلی که وقتی آنها را شلیک می کند، انفجارهای انرژی قدرتمندی به وجود می آید که می تواند دشمنان را گیج و بی حس کند.
در سری های جدید مرد عنکبوتی حتی با توانایی های بیشتری متولد شده. چنان که می تواند در تاریکی ببیند. همین طور به حس هایش افزوده شده، به طوری که می تواند ارتعاشات را از میان تارهایش احساس کند.
منشأ قدرت ها:
پیتر پارکر پسر نوجوان یتیمی بود که با "عمه می" و "عمو بن" در یکی از شهرهای ایالت نیویورک آمریکا زندگی می کرد. او پسری خجالتی، اما بسیار باهوش و برجسته در علم بود. او اغلب به وسیله بچه های دیگر مانند "فلش تامپسون" کینه جو، آزار و اذیت می شد. اما زندگی اش خیلی زود با بازدید از موزه علوم تغییر کرد.
در موزه علوم، پیتر به وسیله یک عنکبوت رادیواکتیوی گزیده شد. نیش عنکبوت به پیتر قدرت و توانایی برای واکنش های فوق انسانی داد. او همچنین یک حس عنکبوتی به دست آورد که از خطر آگاهش می کرد. او با مسلح شدن به این نیروها، پیش از این که شروع کند با جرم و جنایت بجنگد در ابتدا به دنبال شهرت و پو ل رفت. او روی کشتی کار کرد . مقداری شهرت به دست آورد و روی صفحه تلویزیون ظاهر شد. در طول یک سرقت از نمایش تلویزیونی، پیتر این فرصت را به دست آورد که جلوی دزد را بگیرد.
پیتر بعداً فهمید که همان دزدی که او توانسته جلویش را در استودیوی تلویزیونی بگیرد، سعی کرده تا از محل سکونت عمه و عمویش دزدی کند و عمویش بن در کشمکش با او کشته شده. کلمات آخر عمویش این بود:"با قدرت زیاد باید مسئولیت بزرگ هم باشد"، و این پیتر را به جنگ با جنایت به جای دنبال کردن شهرت کشاند و مرد عنکبوتی به راستی متولد شد.
یکی از بزرگ ترین نقطه عطف ها در زندگی پیتر وابستگی اش با "گون استیسی" بود. در طول سال هایی که جوان تر بود، گون عشق زندگی پیتر بود. این وابستگی یک پایان غم انگیز داشت و آن وقتی بود که در طول یک نبرد، گون کشته شد. پیتر هر کاری که می توانست برای نجات او انجام داد ولی فایده ای نداشت. این حادثه موجب شد که پیتر ازافشای رازش برای دیگران بترسد. مبادا که آنها هدف های دشمنانش شوند.
در نهایت پیتر بر خاطره گون فایق آمد . و به "مری جین واتسون" وابستگی پیدا کرد. مری دوست دوران دبیرستان بود که حالا هنرپیشه و مدل شده بود. وابستگی آنها به قدری محکم بود که پیتر همیشه می ترسید به مری نیز صدمه ای وارد شود. اما مری جین به پیتر گفت که مدتی است که می داند پیتر همان مرد عنکبوتی است. چیزی که به ارتباط جدید و سخت تر آنها کمک کرد. در یکی از نبردهای وحشیانه ای که با یکی از دشمنانش در می گیرد، پیتر می میرد اما دوباره با توانایی های عنکبوت مانند بیشتری متولد می شود. در طول این نبرد بود که "عمه می" هم کشف کرد که پیتر مرد عنکبوتی است و حالا پیتر از حامیان بیشتری برخوردار می شود.
پیتر می فهمد که قدرت هایش به قدرت های روحی مثل قدرت بومیان آمریکا وصل است. پیتر در نبردهایی مرده است، اما دوباره متولد شده است. او لباس مشهور آبی و قرمزش را از دست داده و مدتی در لباس سیاه بوده، اما دوباره آن را به دست آورده است و هر بار با توانایی های جدیدی متولد شده است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




