020.ir

صفر بیست - علم را با لذت بیاموزید

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
صفحه اصلی > کتاب-آموزش زبان > کتاب > خلاصه رمان گرگ دریا اثر جک لندن

خلاصه رمان گرگ دریا اثر جک لندن

حمیده احمدیان راد

رمان گرگ دریاگرگ دريا يكي از آثار مشهور جك لندن نويسنده آمريكايي است.

در رمان جک لندن، گرگ دريا به ناخداي يك كشتي شكار خوك دريايي گفته مي شود. او مردي ورزيده ولي جانور خو به نام ولف لارسن است. قدرت بدني او به حدي است كه  همزمان مي تواند با  چند نفر مبارزه كند و آنها را شكست دهد. وي رفتار وحشيانه اي با كاركنان كشتي دارد. تا جايي كه در بخشي از داستان اجازه مي دهد دو نفر از كاركنان كشتي كه زماني به خاطر رفتار وحشيانه او با يكي ديگر از كاركنان بر او شوريده اند، در دريا غرق شوند. اما گرگ دريا چند ويژگی ديگر هم دارد و آن اين است كه با وجودي كه به مدرسه نرفته،‌ كتاب هاي زيادي خوانده است و به بحث درباره ادبيات و فلسفه علاقه مند است. او به طور كلي در زندگي فلسفه خاصي دارد.

ماجراي رمان گرگ دريا از آن جا شروع مي شود كه جواني به نام همفري ون ويدن كه از خانواده مرفهي است، با كشتي عازم ديدار دوستش مي شود. ولي كشتي اي كه او با آن سفر را شروع مي كند غرق مي شود و ويدن به وسيله كاركنان يك كشتي شكاري به نام شبح نجاب پيدا مي كند. ناخداي كشتي يا همان گرگ دريا به ون ويدن اجازه نمي دهد كه از كشتي خارج شود و از طريق كشتي ديگری روانه محل مورد نظرش شود. گرگ دريا ابتدا او را شاگرد یک آشپزي عقده اي مي كند. ولي ماجراها به سمتي مي رود كه وايدن را به معاونت خود بر مي گزيند. رفتار گرگ دريا به حدي وحشيانه است كه ويدن هم مانند كاركنان ديگر كشتي به اين نتيجه مي رسد كه بايد او را به قتل برساند.

در اين ميان اتفاقي رخ مي دهد كه ويدن را از محيط و افكار خشونت بارش جدا مي كند. قضيه از اين قرار است كه كشتي شبح، چند نفر را كه در قايقي سرگردانند از آب مي گيرد. در ميان اين افراد دختر نويسنده اي وجود دارد كه ويدن به تدريج به او علاقه مند مي شود و در عين حال از سوء نظر ناخدا به دختر مي ترسد.

ويدن متوجه مي شود كه تنها يك حريف براي گرگ دريا وجود دارد كه همان برادرش است. مردي وحشي تر از گرگ دريا كه ناخداي يك كشتي شكاري بزرگ است. کشتی های دو برادر تقریباً همزمان به محل تجمع خوك هاي درياي مي رسند و آن جا درگير رقابت با يكديگر مي شوند.

يك شب ويدن دختر را در چنگال ناخدا گرفتار مي بيند و به كمك او مي شتابد. ويدن با اين كه مي داند حريف ناخدا نيست‌، ضربه اي به سر او مي زند و شانس مي آورد كه ناخدا دچار يكي از سردردهاي مزمن و سختش مي شود و وايدن و دختر را رها مي كند. بلافاصله بعد از اين ماجرا ويدن به اين نتيجه مي رسد كه بايد به اتفاق دختر كه ماد نام دارد، با قايقي از كشتي بگريزند. آنها برنامه خود را به سرعت عملي مي كنند و پس از مدتي سرگرداني در دريا به جزيره اي مي رسند. هنوز مدت كوتاهي از سكونت آنها در جزيره نگذشته كه مي بينند كشتي شبح يعني همان كشتي گرگ دريا به ساحل مي رسد. ولي در اين كشتي جز ناخدا كه نابينا شده است كس ديگري نيست. چراكه برادر گرگ دريا توانسته بر او پيروز شود و كاركنانش را هم به استخدام خود در آورد.

ويدن و ماد فرصت را مناسب مي بينند كه با كشتي شبح از جزيره فرار كنند. ولي همچنان از گرگ دريا مي ترسند. چراكه او با وجود بيماري و نابينايي هر لحظه منتظر ضربه زدن به آنها است. سرانجام آنها با وجود آزار و اذيت هاي گرگ دريا كشتي را تعمير مي كنند. بيماري گرگ دريا هم در اين مدت پيشرفت مي كند. او به تدريج فلج مي شود و تمام توانايي هاي جسمي و حسيش را از دست مي دهد و سرانجام هم مي ميرد و به وسيله ويدن و ماد در دريا دفن مي شود.

از جمله نكات جالب در اين كتاب به ويژه براي ما ايرانيان صحبت هایی است كه درباره حكيم عمر خيام بین ناخدا و ون ویدن پیش می آید. نظیر این که وی زندگی را با همه بیهودگی و مصایبش بر مرگ ترجیح می داد.

 

آگهی ها

بنر

آگهی کتاب

بنر

نظر سنجی