پرفسور استنلی اینسلر*
ترجمه: حمیده احمدیان راد
هرودوت مورخ یونانی که همعصر داریوش بزرگ بود در تاریخش نوشته که پارسی ها به "راستی و حقیقت" بیش از هر چیز دیگری احترام می گذاشتند. او می افزاید که پارسی ها با احترام زیاد سخن می گفتند و این کار را غیراخلاقی می دانستند که از هر چیزی که انجام دادنش حرام و غیراخلاقی است حرف بزنند. طبق تفکرات آنها شرم آورترین چیز در جهان این است که دروغ بگویند.
این احترام به راستی در میان ایرانیان قدیم جالب توجه ترین ویژگی آنها بوده و در طول تاریخ این سرزمین هیچ خارجی ای نبوده که از این کشور دیدن کرده و در میان ایرانیان زندگی کرده باشد و تحت تأثیر عشق و احترام ایرانیان به حقیقت و راستی قرار نگرفته باشد. در گذر قرن ها, در کارهای یونانیان, چینی ها, هندی ها و عرب ها این عشق و احترام ایرانی ها به راستی بی نهایت مورد اشاره قرار گرفته. چنان که شاید منش برجسته و جالب توجه ایرانیان بوده.
آن چه که این بازدیدکنندگان خارجی نوشته اند خیالی, حرف های شاعرانه یا رؤیاهای آنان نیست که اختراع و پخش شده باشد. تعداد 1500 اسم در سنگ نبشته های قدیمی پیدا شده است که نه مال شاهان و شاهزادگان است و نه مال روحانیون و قاضی ها. بلکه نام کارمندان دون پایه و منشی هایی ست که کالاها را در انبار کالاها سرپرستی و نظارت می کردند. اهمیتش هم در همین است. آنها به ما دیدی درباره ساختار اجتماعی مردم عادی می دهند. بیشتر این اسم ها در اسناد و مدارک قدیمی شهرها و روستاها به دست آمده و ما اجازه می دهد تا ترکیب و ساختار جوامع اولیه را بشناسیم.
جالب است که از اسم هایی که در این سنگ نبشته ها پیدا شده بیش از 75 تای آنها نام راستی در خود دارد. ما با اسم مردانی مواجه می شویم که نامشان محافظ راستی, عاشق راستی, در فکر راستی, تحت تأثیر جلال و شکوه راستی, شادمان در راستی, ستون راستی, شکوفایی راستی, دارای اصالت راستی و ترکیبات مشابه معنی می دهد. در حالی که اگر به نام های رایج دیگر آن زمان نگاه کنیم می بینیم که عناصری با معنی اسب ها, قهرمان ها, شهرت, ثروت, جایزه, شانس خوب در خود دارند [که عناصری پیش پا افتاده اند]. این در حالی است که اسم بچه ها آن چیزی است که والدین برای بچه هایشان موقعی که متولد می شوند آرزو می کنند. بنابراین اسم های با عنصر راستی به ما نشان می دهد که بسیاری از والدین بودند که باور داشتند بیش از همه چیز اهمیت دارد که بچه هایشان عاشق راستی باشند و از راستی حفاظت کنند, راستی را شکوفا کنند, شوق راستی داشته باشند و... تا این که به دنبال منافع مادی و دنیوی باشند.
نامی که به وسیله والدین برای بچه هایشان انتخاب می شود اغلب بیان یک آرزوست و برتری نام های ترکیب شده با راستی نسبت به نام های دیگر در میان کارمندان پارسی قدیم آشکار می کند که آرزو و احترام به راستی در ورای هر چیز دیگر, حتی برای خانواده های پایین تر ارزش واهمیت داشته. همین نشان می دهد که راستی چه جایگاه عمیقی در نزد ایرانیان داشته. از طرفی هم فقط انسان های عادی در میان پارسیان قدیم نبودند که به راستی احترام می گذاشتند. بلکه براساس آن چه هرودوت مورخ یونانی می گوید شاهان هخامنشی خودشان هم عشق و ستایش شان به راستی و بیزاری و تنفرشان از دروغ و نیرنگ را بیان می کردند.
در کتیبه بزرگ بیستون, داریوش بزرگ کلمات زیر را با جلال و شکوه تأثیرگذاری حک کرده:
بند 4: داریوش شاه گوید:"این [است] کشورهایی که نافرمان شدند. دروغ آنها را نافرمان کرد که اینها به مردم دروغ گفتند. پس از آن اهورامزدا آنها را به دست من داد... .
بند5: داریوش شاه گوید:"تو که از این پس شاه خواهی بود خود را قویاً از دروغ بپای. اگر چنان فکر کنی [که] کشور من در امان باشد مردی که دروغ زن باشد او را سخت کیفر بده.
بند6: داریوش شاه گوید: این [است] آن چه من کردم. به خواست اهورامزدا در همان یک سال کردم. تو که از این پس این نبشته را خواهی خواند آن چه به وسیله من کرده شده تو را باور شود. مبادا آن را دروغ بپنداری.
بند7: داریوش شاه گوید:"اهورامزدا را گواه می گیرم که آن چه من در همان یک سال کردم این راست [است] نه دروغ.
بند 13: داریوش شاه گوید: از آن جهت اهورامزدا مرا یاری کرد و خدایان دیگری که هستند که پلید نبودم. دروغگو نبودم. تبهکار نبودم. نه من نه دودمانم. به راستی رفتار کردم. نه به ضعیف نه به توانا زور نورزیدم. مردی که دودمان من همراهی کرد او را نیک نواختم. آن که زیان رسانید او را سخت کیفر دادم.
بند 14: داریوش شاه گوید: تو که از این پس شاه خواهی بود. مردی که دروغگو باشد یا آن که تبهکار باشد دوست آنها مباش. به سختی آنها را کیفر ده.
او در سنگ نبشته دیگری گفته:
با بخشش اهورامزدا من در آن چه راست است شادمانم. من در آنچه که اشتباه است شادمان نیستم... آنچه که راست و حقیقت است آرزوی من است.
این جملات هم از یک کتیبه خشایارشاه است:
اگر اندیشه کنی که در زندگی ات و در مرگ خجسته باشی, به آن دستورهایی که اهورا مزدا فرموده است ارج گذار. اهورامزدا و ارت را با فروتنی ستایش کن. مردی که آن دستوری را که اهورامزدا فرموده ارج گذارد و اهورا مزدا و ارت را با فروتنی ستایش کند, در زندگی و شاید بعد از مرگ خجسته خواهد بود. خشایارشاه گوید: اهورامزدا مرا از بدی نگاه دارد. همچنین خانواده من را و این کشور پارس را. این را از اهورامزدا درخواست می کنم و اهورامزدا همه آنها را به من ببخشد.
راستی راه حلی برای مصیبت های بشر
این کلمات باشکوه از شاهان پارسی قدیم است. اما در واقع انعکاسی از آموزه های حضرت زرتشت است که متعلق به زمان های قدیمی تر بوده است. از کتاب گات های زرتشت ما می آموزیم که آسمانی بودن و فناناپذیری, دارایی آینده کسانی خواهد بود که در این جهان از راستی حمایت می کنند. اما یک زندگی به تمامی مصیبت بار و یک وجود غمزده جایزه نهایی شخص نیرنگ باز خواهد بود. علاوه بر این زرتشت به ما می گوید که انسانی که برای شخص راستگو خوب است و به قانون اهورامزدا خدمت می کند, خودش به مراتع حقیقت و فکر خوب می رسد و خانواده و دهکده و کشورش را از ویرانی نجات می دهد. در حقیقت موقعی که ما کلمات بزرگ پیامبر را می خوانیم, باور می کنیم که حقیقت در مرکز سیستم اخلاقی و معنوی او بوده. چنان که به نظر می رسد لازم است تا به طور خلاصه جایگاه راستی در آموزه های زرتشت را توصیف کنیم.
در ابتدا اولین و بیشترین چیزی را که در آموزه های زرتشت می بینیم این است که رابطه اساسی بین خدا و راستی وجود دارد. نه فقط اهورامزدا در قله های حقیقت قرار دارد و راه های مستقیم راستی را طی می کند, بلکه منش و خلقی مثل راستی دارد. اما رابطه بین خدا و راستی عمیق تر است (چنان که زرتشت به ما می گوید اهورامزدا هم آفریننده و هم یاور حقیقت است). مطابق دیدگاه پیامبر, راستی, اصلی ترین جزء سازنده جهان خداست. زیرا که به خدا انگیزه می دهد آنچه را خوب و سودمند است بیافریند و به او آموخته که بین درست و اشتباه تمایز و فرق قایل شود. بنابراین به واسطه راستی است که خدا شرافت و عقل بالاترش را به انجام می رساند.
به شکل مشابهی راستی نقش برجسته ای در زندگی بشر بازی می کند. این راستی است که به آفریدگان رونق و شکوفایی می دهد و گیاهان و ابرها را زیاد می کند. به واسطه مهمان راستی بودن است که فهم و درک خوب در روح بشر رشد می کند. فهمی که به او می آموزد که اخلاق و اصول خدا را به صورت افکار خوب, کردار خوب و رفتار خوب بیشتر کند. همچنین این راستی است که به بشر آموزش می دهد تا فرق بین آنچه که درست و آنچه که اشتباه است را تشخیص دهد. این هواداری و پیروی بشر از راستی است که معنی کاملی به وجود خدا می دهد و قدرت شکیبایی و استقامت در زندگی را در انسان گسترش می دهد.
این هدیه زرتشت است که با جایگزین کردن راستی در مرکز وجود هم خدا و هم بشر به ما می آموزد که یک زندگی بامعنی بدون راستی ممکن نیست. زیرا که راستی منبع نهایی همه بینش های خوب, همه رفتار خوب, همه تشخیص خوب و همه کارهای انجام شده خوب است. دانستن, برای رفتار کردن به شکل درست و عادلانه اساسی است و ریشه همه دانش صحیح از چنگ زدن به حقیقت و راستی ناشی می شود. این یک تعلیم و آموزه مبهوت کننده در دوره های ابتدایی تاریخ روشنفکری جهان است. اما آموزه و دکترین قدرتمند و متقاعد کننده ای است که که همچنان پرتوان است و ایده مرکزی افکار همه ایرانیان اولیه می شود. به طوری که فکر کردن به تاریخ قدیم ایران بدون فکر کردن به احترام به راستی در میان مردم ایران ممکن نیست. زرتشت کسی است که در ابتدا نقش مرکزی ای را که راستی در همه هستی دارد را درک و آن را فرموله کرد.
رفتارهایی که سرنوشت تیره ای برای بشر ایجاد می کنند
اما ممکن است بپرسیم که چرا زرتشت این چنین تحت تسلط فکر موقعیت و جایگاه راستی در زندگی هم خدا و هم بشر قرار گرفت. او در زمان های خیلی دور زندگی می کرد. خیلی قبل از این که یک جامعه ساکن به وجود بیاید و خیلی قبل از توسعه پادشاهی قدرتمند و ثروتمندی که در آن روحانیون و فلاسفه بتوانند در آرامش و صلح جمع شوند و سؤالات عمده ای درباره وجود و طبیعت خدا و بشر مطرح کنند و درباره آن بحث کنند.
برای پیدا کردن پاسخی برای این پرسش ما باید یک بار دیگر به کارهای پیامبر و به کلمات او به عنوان کلیدها و راه حل هایی برای مشکلاتی که زرتشت خودش با آنها روبرو شده بود نگاه کنیم. اگر این کار را انجام دهیم به واقعیت های حیرت انگیزی درباره زمانه ای که زرتشت در آن زندگی می کرد دست پیدا می کنیم.
در ابتدا متوجه می شویم که بعضی از نجبا مالکیت ارث دیگران را می دزدیدند و در این طمع آنها بعضی از روحانیون هم به صورت نیرنگ بازانه و غیرصادقانه کمک می کردند. او به ما می گوید که حتی خدایان قدیمی هم به پیروانشان حکم داده اند و اجازه داده اند که رفتارهایی را انجام دهند که نتیجه اش سرنوشتی تیره برای بقیه نوع بشر است. آنها زمین های مرتع اشخاص راستگو را ویران می کنند و آنها را تهدید می کنند و شکاف بین مردم را بیشتر می کنند. آن چیزی که باعث ویرانی و کشمکش در خانواده, قبایل و ایالات می شود. به طور خلاصه به نظر می رسد که جهان با دو نیروی در حال زد و خورد مورد تاخت و تاز قرار می گیرد و نیرنگ و ویرانی لجام گسیخته می تازد.
شرایط رنج آوری را تصور کنید که به نظر می رسد جهان در آشوب ناشی از نیروهای مخالف اسیر شده. گذشته به نظر می رسد که تأسف آور بوده و آینده هم تاریک به نظر می رسد. در این جا انسانی با دیدی وسیع مثل زرتشت درباره آنچه که درست یا نادرست است یا عدالت و بی عدالتی است سرگردان می شود و دنبال این می گردد که چگونه راه نجاتی را پیدا کند و راه رهایی چگونه ممکن است پیدا شود. در چنین شرایط آزاردهنده ای است که او راهی برای زنده ماندن نوع بشر و ایجاد یک پادشاهی خوب پیدا کرد. این راه دنبال کردن عناصری است که اهورامزدا در هماهنگی با راستی آفریده بود.
اگرچه هزاران سال ما را از زمان زرتشت پیامبر جدا می کند, اما مشکلات هستی هنوز با سماجت ایستادگی می کند. زندگی هر روز ما با درگیری و زد و خورد به هم گره خورده. بعضی وقت ها در خانواده ما, گاهی در شغلمان, زمانی در کشورمان و بعضی اوقات در جهان به مشکلاتی بزرگ برمی خوریم.
ما نیرنگ, فریب, دزدی و ویرانی بیهوده را در سراسر کره زمین می بینیم. در این شرایط باید چکار کنیم؟ ما دنبال راهی برای حل مشکلات و پایان دادن به غم ها می گردیم. بعضی وقت ها در حد توانمان به دروغ ها پاسخ می دهیم. اما بیشتر اوقات راه حلی برای مای تنها در دسترس نیست. بنابراین باید کوشش کنیم با راستی زندگی کنیم و این کار را از طریق پندار نیک, گفتار نیک و رفتار نیک انجام دهیم. حتی اگر راه حل های فوری از دسترس ما دور است ولی با نیروی راستی باید ایستادگی کرد. برای روزی که راستی حتماً غالب و پیروز می شود.
*پرفسور استنلی اینسلر مترجم گات ها به زبان انگلیسی است. او به طور گسترده ای روی موضوع زبان ها و متون قدیمی ایران و هند کار کرده است. وی پرفسور, استاد دانشگاه و عضو انجمن شرق شناسی آمریکا, انگلیس, فرانسه و آلمان است.
منبع: http://www.cais-soas.com/CAIS/Culture/love_of_truth.htm
منبع عکس: fotw.fivestarflags.com/ar).htm l
| < قبلی | بعدی > |
|---|




