020.ir

صفر بیست - علم را با لذت بیاموزید

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
صفحه اصلی > تاریخ و جغرافی > سرزمین های دیگر > زبان و فرهنگ مردم تاجیکستان

زبان و فرهنگ مردم تاجیکستان

حمیده احمدیان راد

یک تاجیکتاجیکستان در دوران پیش از اسلام، جزيی از شاهنشاهی ایران بود و هنوز هم بيشترين اشتراكات فرهنگي را با ايران دارد. به ويژه زبان مشترك فارسي نقش زيادي در ايجاد اين پيوند فرهنگي ايفا كرده است. با وجود از سرگذراندن وقايع بي شمار و كنش و واكنش با اقوام و نژادهاي مختلف، تاجيكان همچنان بيشترين شباهت نژادي و پيوند فرهنگي را با ايرانيان دارند. تاجيك هاي تاجيكستان زبان و قوم وخويشي نزديكي با تاجيك هايي كه در شمال شرقي افغانستان زندگي مي كنند هم دارند.

مردم ايران كه شامل اجداد تاجيك هاي امروزي هم مي شوند، از زماني كه منطقه آسياي مركزي در تاريخ ثبت شده يعني 2500 سال قبل در اين منطقه ساكن شدند. زير تسلط آخرين امپراتوري ايران يعني ساسانيان، زبان و فرهنگ فارسي همپاي دین زرتشتي در ميان مردم آسياي مركزي گسترش يافت كه اين مردم شامل اجداد تاجيك هاي كنوني هم مي شوند.هنوز با وجود تغييرات جمعيتي و نژادي و فرهنگي گسترده در اين منطقه، فرهنگ ايراني هنوز هم در آسياي مركزي نقش برجسته اي دارد.

بعد از تسلط اسلام اين بار فارسي زبانان در آسياي مركزي ساكن شدند. آنها نقش فعالي در امور اجتماعي بازي كردند و در گسترش زبان و فرهنگ فارسي نقش مهمي ايفا كردند. در قرن دوازدهم ميلادي زبان فارسي به عنوان زبان نوشتاري براي بيشتر حوزه ها به كار گرفته شد.

در واقع پس از اسلام، سرزمین خراسان بزرگ  كه تاجیکستان جزيي از آن به شمار مي رود، زنده کننده فرهنگ ایرانی و به وجود آورنده زبان فارسی دری بود که جانشین زبان پهلوی شد. نخستین شاعران پارسی زبان هم از ناحیه خراسان بزرگ به پا خاستند كه از جمله آنها رودکی است که پدر شعر فارسی محسوب می شود. در ابتداي حكومت سامانيان شهر بخارا به عنوان مركز آموزش و فرهنگ در بخش شرقي جهان فارسي زبان مطرح شد. ادبيات  دوره ساماني نقش مهمي در حفظ فرهنگ  ايران پيش از اسلام در اين منطقه بازي كرد. در نخستین سده‌ های هجری، خراسان و ماوراالنهر مهد تمدن و علوم اسلامی بودند و بزرگانی مانند ابن سینا و فارابی در خود پرورند.

سامانيان كه در احياي فرهنگ ايراني و زبان فارسي نقش بسيار مؤثري داشتند، از روستاي سامان از روستاهاي مرزي قلمرو ايران قديم و تاجيكستان كنوني به وجود آوردند. سامانيان فارسي زبان مهم ترين دولت در آسياي مركزي بعد از تسلط اسلام بودند و از 999-875 در بيشتر منطقه اي كه حالا تاجيكستان ناميده مي شود حكومت كردند. سامانيان در نزد مردم تاجيكستان ارزش و مرتبه زيادي دارند والهام بخش آنها به شمار مي آيند. چون احيا كننده فرهنگ تاجيكستان دانسته مي شوند. تا جايي كه مجسمه امير اسماعيل ساماني سمبل ملي مردم تاجيك محسوب مي شود و واحد پول اين كشور كه تا قبل از استقلال روبل روسي بود به ساماني تغيير يافته است (هر ساماني حدود سه هزار ريال ايران است). نام شهرها و روستاها و خيابان ها هم يكي از پس از ديگري به نام سامانيان و شعرا و دانشمنداني كه در زمان آنها پرورش يافتند نامگذاري مي شود. در طول تسلط سامانيان از زبان نوشتاري فارسي حمايت شد. پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم تاجیک شد و زمینه ای فراهم ساخت تا زبان فارسی تا هزار سال بعد زنده بماند و زبان رسمی دولتی قوم تاجیک شود.

از مراکز فرهنگی تاجیک نشین که در تشکل تاجیک ها نقش مؤثری داشتند می توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند، اخسیکت، پنجیکت، هُلبُک و ترمذ اشاره کرد. در آخر قرن دهم ميلادي دولت ساماني از جنوب و شمال زير فشار ترك ها قرار گرفت. بعد از اين كه ترك هاي غزنوي در 999 ميلادي سامانيان را برانداختند، ديگر هيچ قدرت عمده فارسي زباني در آسياي مركزي به وجود نيامد.

با شروع قرن نهم نقوذ ترك ها به حوزه فرهنگ فارسي در آسياي مركزي افزايش يافت. ترك ها شروع به حركت به سوي آسياي مركزي و جنوبي كردند كه منطقه تاجيكستان امروزي بود و زير نفوذ فرهنگ پارسي قرار داشت. بعد از چند نسل بعضي از ترك ها از چوپاني به راه هاي ديگري براي گذران زندگي روي آوردند و همين تغيير نحوه زندگي تماس نزديك تري بين آنها و فارسي زبانان يك جانشين به وجود آورد. از طريق ازدواج نيز تأثير متقابل فرهنگي بين هر دو طرف يعني هم ترك ها و هم فارسي زبانان به وجود آمد. از آمیزش تاجیک ها و ترک ها، اجداد ازبک ها به وجود آمده اند.

در طول قرن هاي بعد سرزميني كه در نهايت تاجيكستان كنوني شد بخشي از دولت هاي ترك يا مغول بود. منتها نفوذ زبان فارسي در ادبيات، حكومت و تحقيقات و علوم باقي ماند. از مهم ترين خاندان هاي ديگري كه بر آينده همه يا بخشي از تاجيكستان اثر گذاشتند مي توان ترك هاي سلجوقي، مغول ها و تيموريان بين قرن يازدهم و پانزدهم را مي توان نام برد. از تأثيرات مخرب مغول ها اين بود كه چند شهر مهم منطقه را ويران كردند. تيموريان هم دانش و هنر و نامه نگاري را پاس داشتند.

پس از دورة سامانیان، اگرچه حکومتهای ترک نژادی مانند قراخانیان، غزنویان، کیدَن ها، خوارزمشاهیان، سلجوقیان و مغول ها به قدرت رسیدند، فرهنگ و بویژه زبان قوم تاجیک حفظ شد. در قسمت هایی از آسیای مرکزی نیز دولت های تاجیکی وجود داشت كه از جمله أنها دولت غوریان از 543 تا 612 در ولایت غور در افغانستان، کَرْتْ ها از قرن هفتم تا هشتم در هرات، سربداران در قرن هشتم در سمرقند و نیز حکومت های بخش های شرقیِ بخارا را مي توان نام برد.

در ابتداي قرن 16 ازبك ها بخش هاي بزرگي از آسياي مركزي را فتح كردند. اما دولت ازبك بعد از فتح منطقه نتوانست متحد بماند و تجزيه شد. با شروع قرن نوزدهم، سرزمين هايي كه بعداً  تاجيكستان كنوني شد بين سه دولت تقسيم شد. ازبك ها با مركزيت بخارا، خناته (كوكند) با مركزيت دره فرغانه و پادشاهي افغانستان اين مناطق را تصاحب كردند. اين سه براي گرفتن مناطق كليدي با همديگر مي جنگيدند. هر چند كه اين مناطق بين اين سه دولت پخش بود ولي حاكمان محلي هم مستقل بودند.

سرانجام مردم كشور تاجيكستان كنوني در طول دهه هاي 1860 و 1870 ميلادي زير سلطه روسيه قرار گرفتن. با وقوع انقلاب بلشويكي سال 1917 روسيه، اين كشور كشورهاي آسياي مركزي را ضعيف نگه مي داشت و تاجيكستان بيش از همه ضعيف نگه داشته مي شد. در زمان اتحاد شوروی با جدا شدن شهرهای بخارا و سمرقند از جمهوری تاجیکستان، هویت ملی قوم تاجیک لطمه خورد. همچنین با ترور عده ای از روشنفکران و تبدیل خط از فارسی به لاتین و از لاتین به سیریلیک و تخریب مساجد و مدارس به دست بلشویک ها، به این قوم ستم زيادي شد. اجباری شدن ذکر «ازبک» در شناسنامة تاجیک ها، استخدام نکردن افراد با شناسنامة تاجیکی، منع انتشار نشریة تاجیکی، بستن مدارس تاجیکی و منحل کردن گروه های تاجیکی در دانشگاه ها از اقدامات ازبک ها بر ضد تاجیک ها، پس از اين تقسيمات بود.

سرانجام در سال 1991 به دنبال فروپاشي اتحاد شوروي، كشور تاجيكستان مستقل شد. بين سال هاي 1992 تا 1997 اين كشور درگير جنگ هاي داخلي بود و حالا به ثبات دست يافته است.

از جمله مهم ترين آداب و رسوم تاجیک ها، جشن نوروز است كه بر جمهوری های دیگر، از جمله جمهوری آذربایجان و ازبکستان، نيز اثر گذاشته است.

زبان تاجیکی

زبان تاجیکی یا فارسی تاجیکی از زبان های ایرانی نو و از خانوادة زبان هاي هند و اروپایی است. گروه های نژادی گوناگوني در مناطق مختلف آسیای مرکزی، شمال افغانستان، پاکستان، ایالت سین کیانگ ـ اویغور چین به زبان تاجیکی صحبت مي كنند. اما به طور كلي تاجیکی به زبان رسمی كشور تاجیکستان اطلاق می شود. زبان و ادبیات فارسی از قرن چهارم تا دهم، در ایران و ماوراءالنهر و هند و قفقاز، گذشته از تفاوت های زبانی محلی، یکسان بوده است. از قرن دهم ــ که در ایران حکومت شیعی صفویه و در ماوراءالنهر حکومت سنّی شیبانی تشکیل شد. به دلایل مذهبی و ملی رابطة سیاسی ایران با جهان خارج محدود شد. رابطة فرهنگی میان ایرانیان و تاجیک ها نیز کمتر شد. از این زمان ، زبان و ادب فارسی در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب روسیه این گسستگی بیشتر شد.

نمونه هايي از تفاوت هاي زبان فارسي ايراني و فارسي تاجيكي:
فارسی ایرانی فارسی تاجیکی

ªnha ªa ¦nho ¦o

غالباً i یا a به جای e فارسی ایرانی است :

فارسی ایرانی فارسی تاجیکی

del dil

: e به جای i فارسی ایرانی :

فارسی ایرانی فارسی تاجیکی

 aw و ay به جای ow و ey فارسی ایرانی:

فارسی ایرانی فارسی تاجیکی

n ¦meyda n ¦maydo

فارسی ایرانی فارسی تاجیکی

بنویس نَویس

چرخ بزن چرخ زَن

وندهای ـ : me و ـ na وقتی با پیشوندهای اشتقاقی فعلی همراه شوند، در تاجیکی در آغاز فعل می آیند، ولی در فارسی ایرانی پس از این پیشوندها قرار می گیرند، مثال

فارسی ایرانی فارسی تاجیکی

نمی توانم بگویم nam ¦goftan name: tavo گفتن نمی توانم

می خواهم ببینم ham ¦xo me: didan دیدن می خواهم

ممکن است بروم raftan mumkinast رفتن ممکن است.

 ادبیات تاجیکستان

 ادبیات تاجیکی بخشی از ادبیات فارسی است . همان طور که گفته شد، از سدة دهم ادبیات فارسی با گذشت زمان یکپارچگی خود را در ایران و ماوراءالنهر از دست داد و در هر یک دارای ویژگی هایی شد. در قرن های دوازدهم و سیزدهم، آسیای میانه به سه قلمرو سیاسی بخارا و خوقند و خوارزم تقسیم شد و محیط ادبی نیز در سه حوزه متمرکز گشت. به علت اختلاف های دایمی میان خان نشینهای این مناطق، محافل ادبی قادر به برقراری روابط نبودند. علاوه بر این سه مرکز عمده، در خجند و حصار و بدخشان و جاهای دیگر نیز شاعران به فارسیِ تاجیکی شعر می گفتند. در قلمرو امارت بخارا، ادبیات به طورکلی به فارسی تاجیکی بود و در خوقند و خوارزم بیشتر شاعران به دو زبان متداول ترکی ازبکی و فارسی تاجیکی شعر می سرودند. ایرانیان و تاجیکان به کلی از یکدیگر بی اطلاع ماندند. زبان فارسی در ایران در طول این دورانِ جدايي شکوفاتر شد. آثار منظوم و منثور ارزشمندی در آن پدید آمد، واژه های جدید ساخته شد و این زبان به صورت زبانی علمی و تا حدودی روزآمد درآمد. اما در تاجیکستان، به ویژه در قرن اخیر، به زبان تاجیکی توجه چندانی نشد.

 

آگهی ها

بنر

آگهی کتاب

بنر

نظر سنجی