حميده احمديان راد
در برخی از کشورهای جهان شرکت در انتخابات اجباري است. بر اين اساس هر يك از واجدان شرايط رأي دادن كه از شركت در انتخابات سر باز زنند به تحمل مجازات هايي مثل پرداخت جريمه نقدي يا محروميت از بعضي از خدمات اجتماعي محكوم مي شوند. به اين وسيله اطمينان حاصل مي شود كه اكثريت مردم در تشكيل نهادهاي انتخابي نقش داشته اند. كشورهايي نظير بلژيك، تركيه، آرژانتين و ... به اين اصل معتقدند كه شركت در انتخابات يك تكليف است و شهروندان با رأي دادن وظيفه اجتماعي خود را انجام مي دهند. بنابراين اگر منافع جامعه ايجاب كند كه شهروندان بايد در انتخابات شركت كنند لازم است كه شركت كنند و در صورتي كه به اين الزام عمل نكنند مجازات مي شوند. بر اين اساس افراد در هر صورت بايد به تكليف اجتماعي خود عمل كنند و در انتخابات شركت كنند نه اين كه با استدلال هايي از قبيل اين كه با رأي دادن آنها چيزي تغيير نمي كند، از شركت در انتخابات سرباز زنند.
در برخي از كشورها هم از مردم خواسته مي شود به خاطر حق خود به پاي صندوق هاي رأي بروند. بر اساس نظريه آنها حاكميت مردم در جامعه جاري است و اين حاكميت حاصل جمع حاكميت تك تك شهروندان است. براين اساس حق انتخاب نامزدهاي انتخاباتي به شهروندان داده شده و آنها آزادند از اين حقشان استفاده كنند و هيچ كس هم حق ندارد كه اين حق را از آنها بگيرد. براين اساس افراد اين حق را هم دارند كه با رأي ندادن اعتراض خود را به وضع موجود اعلام كنند.
برخي از كشورها نيز، هم به اصل آزادي انسان ها در دادن رأي و هم به نظريه مسئوليت اجتماعي معتقدند. ما هم، هم به خاطر استفاده از حق خود براي رأي دادن و هم براي انجام تكليف اجتماعيمان لازم است در انتخابات شركت كنيم.
تمام اين موارد نشان مي دهد كه همه كشورها با هر ايده و نظريه اي، نسبت به ميزان مشاركت مردم در انتخابات حساسند. چراكه مشاركت مردم در انتخابات كم هزينه ترين روش براي هدايت جامعه و پيشبرد و توسعه آن است.
مشاركت مردم در انتخابات ها موجب مي شود كه مردم درجه رضايت يا نارضايتي خود را از وضعيت موجود اعلام كنند و در صورتي كه از وضع موجود راضي باشند حمايت خود را از برنامه هاي افراد يا گروه هاي بر سر كار اعلام كنند و در صورت نارضايتي نامزدهاي ديگري را برگزينند. اين چرخش قدرت موجب مي شود كه هم نظام سياسي رو به بهبود و تكامل برود و هم مردم همواره افق هاي بهتري را براي خودشان ترسيم كنند.
نامزدها هم به تدريج شعارهايي را مطرح مي كنند تا آراي مردم را جذب كنند و برنامه هايشان به تدريج گروه هاي مختلف و بيشتري از مردم را مخاطب مي سازد. به عنوان مثال در سال هاي گذشته گروه هاي سياسي به تدريج توجه خود را به سوي زنان، جوانان، اقشار مستضعف، كارگران، سرمايه داران و ... معطوف كرده اند. به اين ترتيب آنها براساس اين شعارها مي كوشند به بهبود وضع اقشاري كه براي آنها شعار مطرح كرده اند بپردازند و اميدهاي بيشتري را در آنها زنده كنند.
خوشبختانه در كشور ما حق تعيين سرنوشت تا حدودي به مردم داده شده و از مردم خواسته مي شود از اين حق براي تغييراتي كه مي خواهند به وجود آورند استفاده كنند. گروه ها و يا افرادي هم كه قدرت را در دست دارند براساس آراي مردم به ارزيابي خود مي پردازند. اين ارزيابي موجب مي شود كه نقاط ضعف و قوت خود را پيدا كنند و با با استفاده از آنها برنامه هاي خود را با دلگرمي ادامه دهند و يا امكان موفقيت خود را در دوره هاي انتخاباتي بعدي افزايش دهند. حتي از دل اين گروه ها مي تواند گروه هاي ديگري به وجود آيد كه شعارهاي جديدتري را مطرح مي كنند و براي مشكلات راه حل هاي جديدي ارايه مي دهند. چنان كه در كشور ما هم تاحدودي اين اتفاق رخ داده است. ما بايد بپذيريم كه در هيچ كشوري حتي كشورهايي كه سال ها است در اين زمينه تلاش مي كنند مؤلفه هاي دموكراسي به طور صد در صد وجود ندارد و اگر ما مي خواهيم به اين سمت حركت كنيم لازم است تا هر بار انتخاب هاي بهتري انجام دهيم تا سرانجام به نتيجه مورد نظرمان دست يابيم.
اگر انتخابات و حق رأي دادن در يك جامعه وجود نداشته باشد، انتقال قدرت به شكلي آرام و قانونمند در آن كشور صورت نمي گيرد و گروه هاي سياسي براي دستيابي به قدرت راه هايي را طي مي كنند كه براي جامعه بي ثباتي و هرج و مرج به دنبال مي آورد. اين روند براي جامعه مصيبت هاي زيادي به همراه مي آورد. اين كه مردم و گروه هاي سياسي به اين كه انتخابات بهترين مسيري است كه مي توانند از راه آن به اهدافشان دست يابند ايمان داشته باشند سبب مي شود كه قدرت به صورت مسالمت آميز دست به دست شود.
در واقع انتخابات و مشاركت مردم و گروه هاي سياسي كم هزينه ترين روش براي انتقال قدرت و چرخش نخبگان است. در همه كشورهايي كه نظام رأي دادن و انتخابات در آنها وجود دارد تلاش مي شود كه همه مردم در انتخابات ها شركت كنند تا دست به دست شدن قدرت با رضايت اكثريت مردم باشد. بنابراين مردم بايد قدر حقي را كه براي رأي دادن دارند بدانند و با مشاركت خود نشان دهند كه اهميت اين حق را درك مي كنند.
در واقع نيز دستيابي به اين مرحله كه مردم ما از حق رأي دادن برخوردار شوند و از راه انتخابات نمايندگانشان را برگزينند با تلاش هاي زياد به دست آمده است. اين روند از عصر مشروطه آغاز شده و شهيدان زيادي نيز برجا گذاشته. در دوران انقلاب اسلامي راه انقلاب مشروطه ادامه يافت تا ما اينك از حق رأی و برگزيدن نمايندگانمان در تعداد زيادي از نهادهاي انتخابي از جمله رياست جمهوري برخوردار شده ايم. بنابراين كساني كه رأي ندادن را افتخار خود مي دانند، در واقع ارزش حقي كه براي آن تلاش زيادي شده و هزينه زيادي شده را نمي دانند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




