020.ir

صفر بیست - علم را با لذت بیاموزید

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
صفحه اصلی > روانشناسی-مدرسه > روانشناسی > چگونه اخلاقی و اجتماعی باشیم؟

چگونه اخلاقی و اجتماعی باشیم؟

حمیده احمدیان راد

Image

چرا با وجود انواع كتاب هاى اخلاقى در فرهنگ و تاريخ ما كه با ظريف ترين شكل، اصول تربيتى را آموزش مى دهند و بسيارى از آنها مانند گلستان سعدی شهرت جهانى نيز دارند، جاى خالى برخى از اخلاقيات در روابط اجتماعى به چشم مى خورد؟

وقتى كتب اخلاقى در كتابخانه ها خاك مى خورند

زمانى والدين وظیفه خود می دانستند كه اصول تربيتى را به فرزندانشان آموزش دهند. بسيارى از آنها آموزش خود را با ضرب المثل ها و داستان هاى اخلاقى كتاب هايى نظير بوستان و گلستان و منطق الطير و ... همراه مى كردند تا آموزش شيرين باشد و در روح كودك ريشه بدواند. حتى معلم ها از اين نكات در آموزش اصول تربيتى بهره مى بردند. به اين ترتيب كودكان از طريق كتاب هاى اخلاقى مى آموختند كه از دروغ و بدى دورى كنند و ياد مى گرفتند در هر شرايطى چگونه رفتار كنند و روابط اجتماعى شان را چگونه سامان دهند. بعد خود بچه ها به این کتاب ها علاقه مند می شدند و بقیه سال های عمرشان را هم با آنها سپری می کردند و نکات اخلاقی بی شماری از این کتاب ها یاد می گرفتند.

زندگى جديد مردم را از اين مضامين دور كرده است. والدين بيشتر وظايف تربيتى خود را به مدارس واگذار كردند و البته مدارس هم توانايى حمل اين بار سنگين را نداشتند. به خاطر همين است كه كارشناسان تأكيد مى كنند والدين بايد نقش تربيتى سنتى خود را مجدداً به عهده بگيرند و همه چيز را به آموزش هاى مدرسه نسپارند.

به این ترتیب جامعه ما پر از آدم هايى شده كه به يكديگر سلام نمى كنند. با احترام با هم صحبت نمى كنند. از يكديگر تشكر نمى كنند. به هم لبخند نمى زنند و اغلب بغ كرده و اخم آلودند و درست به حرف مخاطب گوش نمى دهند... . اين مشكلات در نسل هاى جديد بيشتر است و متأسفانه كودكان زيادى را مى بينيم كه حتى ساده ترين اصول تربيتى را رعايت نمى كنند. اما در برخى از جوامع ديگر و به ويژه جوامعى كه از نظر اقتصادى پيشرفته محسوب مى شوند چنين مشكلاتى كمتر به چشم مى خورد.

سينا اميرى كارشناس مديريت مى گويد: «در كشورهايى كه از نظر اقتصادى پيشرفته هستند، اين منطق سود است كه آنها را به آموزش نكات تربيتى و آموزش روابط اجتماعى صحيح وادار كرده است. به عبارتى همه مى دانند كه اگر به طور صحيح رفتار نكنند، كسى از آنها خريد نمى كند و نمى توانند در حرفه شان بقا داشته باشند. در نتيجه والدين به كودكان مى آموزند كه اگر مى خواهند آينده موفقى داشته باشند، بايد اصول تربيتى را رعايت كنند. در اين مسير والدين مى كوشند خودشان الگوى خوبى براى كودكان باشند. بنابراين جاى تعجب نيست كه به عنوان مثال والدين يك كودك از او خواهش مى كنند، كارى را انجام دهد. مديريت كلان اين كشورها هم به اين نتيجه رسيده است كه لازم است مردم نكات تربيتى را رعايت كنند. در نتيجه در مدارس اين كشورها ابتدايى ترين اصول تربيتى و روابط اجتماعى صحيح آموزش داده مى شود. كودكان ياد مى گيرند درست راه بروند، صحيح بنشينند، به يكديگر سلام كنند، عصر بخير و روز بخير بگويند و ... واقعيت هم اين است كه رفتار صحيح با آموزش نسبت مستقيم دارد و هر چه آموزش بيشتر و صحيح ترى داده شود، انسان هاى با فرهنگ ترى خواهيم داشت".

ما خيلى از همشهرى هايمان را مى بينيم كه از اين كه احساس مى كنند درست رفتار نمى كنند ناراحت اند و اين را به زبان مى آورند. اين از جهتى ناراحت كننده است چون مردم خود را سرزنش مى كنند و دچار خود كم بينى مى شوند. ولى از جهت ديگرى هم مثبت است چون نشان مى دهد كه آنها تشنه آموختن هستند و مى توان بسيارى از رفتارها را تصحيح كرد.

توجه به آموزش از جهتى اهميت بيشترى پيدا مى كند كه فناورى نيز وارد عرصه زندگى مردم شده است. ورود ابزارى نظير اينترنت و وسايل حمل و نقل عمومى نظير خودرو و مترو از آن جمله است. چنان كه بارها گفته شده ابتدا خودرو وارد كشور ما شده و سپس فرهنگ استفاده از آن آمده. بنابراين هنوز به آموزش هاى زيادى در اين باره نياز است.

بهترين مكان ها براى آموزش نكات تربيتى و اخلاقى و روابط اجتماعى صحيح به كودكان خانواده و مدرسه است. بنابراين بهتر است در ابتدا والدين آموزش ببينند. براى رسيدن به اين هدف مى توان كلاس هايى برايشان برگزار كرد. مدرسه هم اهميت زيادى دارد. به شرط اين كه مدارس از حالت كتاب محورى خارج شوند. مسئولان مدرسه بايد درك كنند كه بچه ها در اين سنين در مرحله اى از ساختن مفهوم ذهنى هستند. به طور كلى معلمى مى تواند مفاهيم اخلاقى و تربيتى را خوب آموزش دهد كه عشق به كارش داشته باشد و خودش به خوبى از نكات تربيتى آگاه باشد و بتواند با دانش آموزان ارتباط صحيح و مؤثر برقرار كند و اين نكات را به آنها هم بياموزد. معلمانى كه با كتب اخلاقى ايرانى آشنا هستند، طبيعتاً مى توانند براساس فرهنگ و هويت ايرانى نكات آموزنده بيشترى را با ظرافت به دانش آموزان بياموزند. از طرف ديگر معلم بايد صبور و بردبار باشد و شوق آموختن را در بچه ها ايجاد كند. وگرنه بچه ها تمايلى به آموختن اين نكات نشان نمى دهند. يا اين نكات در آنها درونى نمى شود و در محيط خارج از مدرسه و با برداشته شدن اجبار فراموش مى شود. در حالى كه به نظر مى رسد معلمان كمى از اين ويژگى ها برخوردار هستند. بنابراين آموزش معلمان را نيز بايد مورد توجه قرار داد.

والدين نقش سنتى تربيتى شان را بازيابند

مدت هاست والدين در آموزش نكات تربيتى و اخلاقى به فرزندشان بى توجهى نشان مى دهند. نتيجه نسل هايى است كه شيوه روابط اجتماعى صحيح را نمى داند و يا در كار حرفه اى، نحوه رفتار با مشترى را بلد نيست و اخلاق حرفه اى را رعايت نمى كند. فروشندگانى كه به مشتريان اخم مى كنند و مشترى را مى رانند و يا به ديگرى پاس مى دهند، پزشكانى كه حوصله شنيدن حرف هاى بيمارشان را ندارند، كودكانى كه نه سلام مى دهند و نه خود را ملزم مى بينند به ديگران احترام بگذارند، نوجوانانى كه بد راه مى روند و بى ادبانه و بلند صحبت مى كنند و شيوه صحيح غذاخوردن را نمى دانند و ... رانندگانى كه بد مى رانند و به ديگران بد و بيراه مى گويند، نتيجه كمرنگ شدن آموزش نكات تربيتى و اخلاقى اند. هر چند كه والدين و مدارس در آموزش نكات اخلاقى و تربيتى تعيين كننده اند، ولى رسانه ها و موعظه ها هم مى تواند كارساز باشد. خود بچه ها هم باید بدانند که فراگرفتن این اصول برای روابط اجتماعی مؤثر و زندگی آینده و آینده شغلی شان تعیین کننده است.

از طرفی در شرايطى كه زندگى پرتنش شهرها، ترافيك و آلودگى و ... مردم را عصبى كرده، اگر آنها شيوه هاى صحيح رفتارى را هم ندانند به اين جو تنش بيشتر دامن مى زنند. در اين صورت اگر تصادفى رخ دهد فورى از خودرو پياده مى شوند و به جاى گفت وگوى محترمانه و سعى در رفع مشكل يقه يكديگر را مى گيرند و به هم ناسزا مى گويند و در هر شرايط بحرانى ديگرى نمى توانند رفتار درستى بروز دهند. بنابراين بايد آموزش نكات تربيتى در افراد درونى شود تا آنها در هر موقعيتى براساس اصول اخلاقى و تربيتى رفتار كنند.

البته در هنگام آموزش نكات اخلاقى و تربيتى نبايد دائم بر كلمات «نكات انضباطى» و «تنبيه» تأكيد كرد. به عبارتى بايد سعى كرد نكات تربيتى و اخلاقى را درونى كرد ولى با روش هاى تحميلى و اجبار نمى توان آن طور كه انتظار مى رود به اين هدف دست يافت.

هنرى والن، روانشناس فرانسوى نيز مى گويد: «كودك تنها به چيزى توجه مى كند كه به آن رغبت دارد. بنابراين بايد كوشيد در كودك نسبت به آموزش نكات تربيتى رغبت به وجود آورد.»

در صورتى كه آموزش درونى شود، شاهد شهروندانى نخواهيم بود كه تنها با ديدن پليس و از ترس جريمه قوانين را رعايت مى كنند، بلكه خود را موظف مى دانند در هر شرايطى به قانون احترام بگذارند. به عبارتى احترام به قوانين و رعايت نكات تربيتى و اخلاقى و رفتار اجتماعى صحيح باعث مى شود در سخت ترين و بحرانى ترين شرايط هم رفتارها از دايره منطق خارج نشود.

در برخى از كشورها كه شايد به اندازه ما نيز از منابع تاريخى و كتب اخلاقى بهره مند نباشند، آموزش نكات اخلاقی و تربیتی به حدى جدى گرفته شده كه هر شهروندى به خوبى از آنها آگاهى دارد و حتى به صورت ناخودآگاه آنها را رعايت مى كند.

این مطلب پیش از این در روزنامه ایران چاپ شده است.

 

آگهی ها

بنر

آگهی کتاب

بنر

نظر سنجی