020.ir

صفر بیست - علم را با لذت بیاموزید

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

پرخاشگران

حمیده احمدیان راد

پرخاشگری

وقتي خودروي مسافركش ناگهان از مسيرش منحرف شد، عابر پياده داخل جوي آب رفت تا خودرو با او برخورد نكند. وقتي خودروي مسافركش كمي جلوتر توقف كرد، عابر پياده گمان كرد كه راننده مي خواهد از او عذرخواهي و دلجويي كند، ولي ناباورانه راننده عصباني را ديد كه تخته چوبي با سر تيز از صندوق برداشت و به طرفش آمد. اما راننده عصباني از او گذشت و به طرف خودروي پژويي رفت كه ناگهان از خيابان فرعي، جلوي خودرويش سبز شده و موجب انحراف آن شده بود. البته از آنجايي كه مسافران خودروي پژو چند جوان قوي بودند، كار به درگيري فيزيكي نكشيد. ولي دو طرف تا توانستند به هم پرخاش كردند.  

تعريف ساده پرخاشگري، جنگيدن يا تحقير ديگري است. جنگيدن هم راه خوبي براي حل اختلاف نيست.

پرخاشگري با جرأت و جسارت فرق دارد. معني جسارت، خودباوري، بي باكي يا پاي اعتقادات خود ايستادن است. در حالي كه معني پرخاشگري اين است كه از روي قصد بخواهيم به ديگري صدمه بزنيم.

بنابراين هواداران دو تيم فوتبال كه پس از پايان بازي شيشه هاي اتوبوس هاي شركت واحد را مي شكنند و صندلي هاي آنها را از جا درمي آورند، افرادي جسور نيستند، بلكه افرادي پرخاشگرند كه هنوز هيچ كس نمي داند با آنها كه مي خواهند دق و دلشان را سر اتوبوس هاي شركت واحد درآورند چگونه رفتار كند.

هر روز كه صفحات حوادث روزنامه ها را باز مي كنيم با خبرهايي مواجه مي شويم كه حاكي از آن است كه در نتيجه اختلاف بر سر جاي پارك، يك متلك و يا پول بسيار اندك، كار به پرخاش و نزاع كشيده و قتلي رخ داده است. حتي آمارهاي سال هاي گذشته حاكي از آن است كه پرخاشگري جزو بيشترين جرايم ميان جوانان بوده است.

همچنين شهرهاي ما پر از افراد پرخاشگر است. در خانه هاي ما همسران با يكديگر و فرزندان با والدين با هم پرخاش مي كنند. در ادارات ارباب رجوع هاي سرگردان وقتي با لحن طلبكارانه كارمندان مواجه مي شوند از كوره درمي روند و شروع به پرخاش مي كنند.

دو نوع پرخاشگري وجود دارد. يك نوع پرخاشگري فيزيكي است كه به صورت شكستن، چوب و چماق كشيدن، گلاويز شدن يا داد و هوار كشيدن بر سر ديگران به قصد ايجاد صدمه فيزيكي انجام مي شود. نوع ديگر پرخاشگري ارتباطي است كه در آن فردي سعي مي كند به شخصيت فرد ديگر يا دوستي ها آسيب بزند.
    
كسي نوجوانان پرخاشگر را درنمي يابد

Image شهرها بيش از روستاها مستعد پروراندن افراد پرخاشگرند. در اين ميان پرخاشگري ميان جوانان و نوجوانان بيش از ديگران ديده مي شود.

سيمين احمدیان كارشناس مي گويد:"پرخاشگري و خشونت در نوجوانان دو دليل عمده دارد. يكي اين كه بسياري از نوجوانان براي مقابله با تهديدهاي جسمي و رواني محيط به خشونت روي مي آورند. به عبارتي وقتي در محيطي زندگي نوجوان يعني خانه، مدرسه و كوچه و خيابان خشونت حاكم باشد، نوجوان هم ياد مي گيرد براي مقابله با تهديدهاي مستمر زندگي به خشونت متوسل شود. از طرفي نوجواناني كه از نظر رواني دچار اختلال هستند و غالباً نسبت به افراد بزرگسال و همسالانشان احساس بدبيني و بدگماني دارند، به اين دليل براي حفاظت رواني از خود به پرخاشگري و خشونت روي مي آورند. يكي از منابع پرخاشگري و خشونت در دوره نوجواني هم نياز به قدرت است. بسياري از پسران و دختران احساس مي كنند كه در بسياري از مسائل زندگي تحت فشار و تحميل قرار دارند. وقتي كه والدين اين افراد سلطه گر و خشن، معلمان سرد و بي تفاوت و همسالانشان نيز پرخاشگر باشند، تنها وسيله اي كه براي دفاع از خود و به دست آوردن احساس قدرت شخصي برايشان باقي مي ماند اين است كه به خشونت و پرخاشگري روي بياورند. اين دسته از نوجوانان از خشونت استفاده مي كنند تا قدرت نمايي كنند".

در نتيجه پرخاشگري يك رفتار آموختني است و نوجوانان ما آن را در محيط زندگي مي آموزند و خود به منبع پرخاشگري تبديل مي شوند. در حالي كه اين روند قابل تغيير است.

سيمين احمدیان مي گويد:"براي افرادي كه از پرخاشگري به عنوان روشي براي پاسخگويي به نياز قدرت شخصي استفاده مي كنند، تعداد راهكارها زياد است. پيشرفت تحصيلي در مدرسه، انواع مختلف فعاليت هاي فرهنگي و ورزشي، اشتغال به كارهاي پاره وقت و فعاليت هاي اجتماعي مانند ارائه خدمات و ايفاي نقش هاي افتخاري از جمله اين راهكارهاست".
    
هواداران پرخاشگر تيم هاي ورزشي    

وقتي هواداران تيم هاي ورزشي گردهم مي آيند، احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در آنها افزايش مي يابد. بويژه اگر اين افراد پسر باشند. تحقيقات نشان داده پسرها بيش از دخترها پرخاشگري و بويژه پرخاشگري بدني دارند.  

در كشور ما بيشتر، هواداران تيم هاي فوتبال هستند كه حين بازي پرخاشگري لفظي و پس از بازي پرخاشگري بدني دارند. تجلي اين پرخاشگري انبوه تماشاگراني است كه پس از بازي تيم هاي مورد علاقه شان روانه خيابان ها مي شوند و شيشه هاي اتوبوس هاي شركت واحد را مي شكنند. براساس تحقيقاتي كه انجام شده هواداران تيم هاي فوتبال وقتي ميان انبوه تماشاگران قرار مي گيرند، به خاطراحساساتي نظير تلقين، تحريك پذيري و نيز عدم مجازات به پرخاشگري روي مي آورند. براي جلوگيري از اين رفتارهاي پرخاشگرانه، كارشناسان توصيه مي كنند هم در داخل خانواده و هم از طريق حكومت امكان تخليه هيجاني افراد به وجود آيد. بنابراين الفاظي نظير تماشاگرنما يا اوباش نمي تواند اين افراد را از رفتارشان منصرف كند. چون آنها فرداي مسابقه به زندگي عادي برمي گردند. همه آنها احتمالاً در زندگي عادي خود نيز به رفتارهاي پرخاشگرانه دست مي زنند. ولي اين امر دائمي نيست و لزوماً موجب آسيب به ديگران نمي شود. بنابراين آنها بازي ورزشي را صرفاً بهانه اي مي بينند كه در آن هيجانشان را تخليه كنند.
    
وقتي رسانه ها و بازي ها آموزش پرخاشگري مي دهند    

فيلم ها و سريال هاي خشن براي جوانان، بويژه پسران كشش زيادي دارد. برای کسب اطلاعات بیشتر به مقاله عاقبت تماشای فیلم های خشن مراجعه کنید. برخي تئوري ها مي گويند فيلم هاي خشن مي تواند موجب تخليه رواني فرد شود. چون فرد با شخصيت هاي فيلم احساس همذات پنداري مي كند و در نتيجه سرخوردگي هايش را با رفتارها و حركات او تخليه مي كند. ولي نظريات روانشناسي ديگر تأكيد مي كند كه وقتي زمينه هاي فقر و بيكاري در جامعه فراهم باشد، فيلم ها و سريال هاي خشني كه مرگ و شكنجه و... را ساده مي گيرند به افزايش خشونت و حتي الگوبرداري از رفتارهاي خشن مي انجامند و به طور كلي احساسات پرخاشگرايانه تماشاگر را تحريك مي كنند به طوري كه وي مي خواهد آنچه را ديده بروز دهد.

دكتر معصومه رفيقي روانشناس كودك بخصوص به تأثير صحنه هاي خشن بر كودكان اشاره مي كند:"بچه ها هرچيزي را كه مي بينند الگو قرار مي دهند. يادگيري آنها براساس ديده ها و شنيده هايشان است. خشونتي كه فيلم نمايش مي دهد حتي بچه هاي آرام را پرتحرك مي كند. اگر آنها در خيال پردازي هايشان نسبت به قهرمان فيلم احساس سمپاتي پيدا كنند، با او همانندسازي مي كنند و رفتارش را الگو قرار مي دهند. نمونه فيلم هاي خشن بازي هاي رايانه اي است. بچه هايي كه حس قوي مي گيرند، آنچه ديده اند را روي خواهر و برادر و همكلاسي هايشان پياده مي كنند".  

وي مي افزايد:"خانواده هاي زيادي به من مراجعه كرده و گفته اند كه فرزندشان پرخاشگر و لجباز است. وقتي بررسي كردم ديده ام كه در خانه شان، تلويزيون، ماهواره و بازي هاي رايانه اي وجود دارد. در حالي كه پدر و مادرها هم نظارت دقيقي روي كارهاي بچه ها ندارند. اگر فيلمي مشهور شده باشد، براي آنها تهيه مي كنند و ايشان را تنها مي گذارند كه فيلم را نگاه كنند. بدون اين كه بدانند در فيلم چه چيزهايي هست و چه قدر روي بچه تأثير مي گذارد. بازي هاي رايانه اي هم بچه ها را عصبي و هيجان توليد مي كند. به طوري كه آنها راه خشونت در پيش مي گيرند. اين بازي ها عوارض جسماني هم دارد و روي اعصاب و مغز بچه ها هم تأثير مي گذارد. در حالي كه وقتي از خانواده هايي كه مراجعه مي كنند مي پرسم اوقات فراغت بچه هايشان را با چه پر مي كنند و بچه ها چه برنامه هايي مي بينند، مي گويند تا آخر شب فيلم مي بينند. در حالي كه كودكان حتي سريال هاي خاص بزرگسالان را هم همانندسازي مي كنند و از آنها الگو مي گيرند. بنابراين بهتر است پدر و مادرها خودشان را از برنامه خاص خودشان محروم كنند تا بچه ها هر چيزي را نبينند".

جالب اين است كه كارشناسان مي گويند حتي كارتون هاي خشن هم مي تواند موجب شود بچه ها پرخاشگر شوند و حتي با همكلاسي ها و همبازي هايشان زد و خورد كنند. به همين دليل لازم است كه رسانه ها براي فيلم ها و سريال ها محدوده سني مشخص و دائماً آن را گوشزد كنند.

جامعه ما مستعد انواع پرخاشگري است. ترافيك هاي سنگين، بي توجهي به مشتري و ارباب رجوع، رسانه هايي كه تصاوير خشن منتقل مي كنند و خانواده هايي كه روابطشان براساس پرخاشگري است، محيط را مملو از صحنه هاي پرخاشگرانه كرده اند. اين درحالي است كه پرخاشگري آموختني است و مي توان جلوي بروز آن را گرفت.

این مطلب پیش از این در روزنامه ایران چاپ شده است.

 

آگهی ها

بنر

آگهی کتاب

بنر

نظر سنجی