شش ماه بعد از قيام مردم ليبي برضد سرهنگ معمر قذافي، به نظر مي رسد سايه سنگينش از سر كشوري كه براي بيش از 40 سال بر آن حكومت كرده كم شده باشد. در طول ماه هايي كه قذافي در برابر شورش هاي عمومي در ليبي مقاومت مي كرد، اظهارات عجيب و غريبي تحويل مردمش مي داد.
او انكار مي كرد كه تظاهركنندگان از دست حكومت عصباني هستند و حتي ادعا مي كرد اگر درگيري اي هم اتفاق افتاده باشد نتيجه استفاده از مواد توهم زا بوده است.
سايت ساينتيفيك آمريكن درباره شخصيت قذافي و ديكتاتورهايي كه به پايان راهشان رسيده اند با جرالد پاست استاد رشته روانشناسي سياسي و امور بين الملل در دانشگاه جرج واشنگتن مصاحبه كرده است. پاست ويژگي هاي روانشناختي تعدادي از رهبران جهان را به رشته تحرير درآورده است.............
حميده احمديان راد
شش ماه بعد از قيام مردم ليبي برضد سرهنگ معمر قذافي، به نظر مي رسد سايه سنگينش از سر كشوري كه براي بيش از 40 سال بر آن حكومت كرده كم شده باشد. در طول ماه هايي كه قذافي در برابر شورش هاي عمومي در ليبي مقاومت مي كرد، اظهارات عجيب و غريبي تحويل مردمش مي داد.
او انكار مي كرد كه تظاهركنندگان از دست حكومت عصباني هستند و حتي ادعا مي كرد اگر درگيري اي هم اتفاق افتاده باشد نتيجه استفاده از مواد توهم زا بوده است.
سايت ساينتيفيك آمريكن درباره شخصيت قذافي و ديكتاتورهايي كه به پايان راهشان رسيده اند با جرالد پاست استاد رشته روانشناسي سياسي و امور بين الملل در دانشگاه جرج واشنگتن مصاحبه كرده است. پاست ويژگي هاي روانشناختي تعدادي از رهبران جهان را به رشته تحرير درآورده است.
وی می گوید من مطمئن نيستم كه رهبران ديگري مثل قذافي وجود داشته باشند. بهار عربي به اين دليل براي بسياري از ديكتاتورهاي مستبد كه با سرعت گيج كننده اي سقوط كرده اند، تكان دهنده بوده كه حلقه اي از افراد به دورشان تشكيل شده. اين افراد نمي گذارند آنها متوجه افول محبوبيتشان شوند.
در نتيجه ممكن است اين ديكتاتورها فهم و باور بسيار غيرواقعي اي داشته باشند. قذافي يك نمونه اغراق آميز از اين ديكتاتورها است. چنان كه قذافي بارها و بارها گفته است:«همه مردم من، دوستم دارند.»
حقيقت اين است كه اين دست از رهبران هم باور دارند كه از حمايت گسترده مردمي برخوردارند و اگر تظاهرات عمومي برضد آنها وجود دارد، بازتاب تحريكات خارجي است. چنان كه حسني مبارك رييس جمهوري رانده شده مصر نيز از توطئه هاي خارجي صحبت مي كرد.
اين موضوع به ويژه درباره قذافي صادق است. وي يك نوع جالب از قياسي تقريباً منطقي را به كار مي برد:«مردم من همه مرا دوست دارند و كساني كه بر ضد من تظاهرات مي كنند، واقعاً مردم من نيستند و و اين نتيجه تحريك خارجي است.»
زبان قذافي خيلي قابل توجه است و جالب ترين نكته درباره آن اين است كه به طور كامل با اول شخص مفرد صحبت مي كند. مثل اين كه مي گويد:«مردم من، همه عاشق من هستند.» به عبارتي خيلي من محور است. يك مقايسه البته مضحك، مقايسه قذافي با چرچيل در طول جنگ جهاني دوم بود. چرچيل هميشه با اول شخص جمع صحبت مي كرد و اين راهي براي تقويت روحيه مردمش بود. او وقتي «ما» را به كار مي برد براي تطابق يافتن با مردم است. اين يك مورد قابل توجه از رهبري كاريزما است. اما قذافي فقط درباره خودش صحبت مي كند. او خودش را خالق و سازنده ليبي مي داند و در يكي از اولين نقل قول هايش گفته من ليبي را ساختم و مي توانم خرابش كنم.
اگر شما با گروهي از افراد چاپلوس احاطه شده باشيد كه به شما آن چه را كه مي خواهيد بشنويد مي گويند نه آن چه را كه لازم است بشنويد، ممكن است كاملاً از نظر سياسي از واقعيت به دور بيفتيد. اين امر به ويژه در رابطه با صدام صادق بود. به طوري كه انتقاد از او به قيمت از دست دادن شغل يا زندگي افراد تمام مي شد. هركسي مي تواند به طور دايمي ستايش شود و بدرخشد و از مشاوره عاقلانه چشم بپوشد.
علاوه براين چرخه هاي تملق، خودشيفتگي يك خصيصه رايج ميان افراد مستبد است. من خودشيفتگي را يك توضيح خيلي قدرتمند براي نوع رفتار بسياري از رهبران مي بينم. آنها شماري از خصيصه هاي خودشيفتگي را نمايش مي دهند.
آنها واقعاً از خود مفهومي عالي دارند و به هر اطلاعاتي يا اندك اطلاعاتي كه خلاف اين را نشان دهد بسيار حساسند. بنابراين ممكن است اگر كسي از آنها پرسش كند خيلي عصباني شوند.
موقعي كه تصوير آنها خرد شود چه اتفاقي مي افتد؟ آن چه رخ مي دهد چيزي است كه غضب خودشيفته ناميده مي شود. بنابراين براي مثال صدام حسين هنگامي كه از كويت خارج مي شود، چاه هاي نفت را به آتش مي كشد.
روابط بين فردي آنها خيلي پريشان است و خودشان را با آدم هايي كه به آنها احساس خوبي مي دهند احاطه كرده اند. به اين ترتيب اگر از چنين رهبراني انتقاد كنيد دچار يك مخاطره بزرگ مي شويد.
قذافي مي گفت نمي تواند موقعيتش را با ديگران تقسيم كند چراكه مقامي ندارد. اين به معناي واقعي كلمه درست است. او به عنوان راهنماي ابدي مردم ليبي منصوب شده و هيچ قدرت تسلطي برآنها ندارد. اما در حقيقت 20 درصد كميته هاي مردمي وظيفه جاسوسي داشتند تا توطئه هاي مردم بر ضد او را بو بكشند. حتي وقتي كه مردم از ليبي فرار مي كردند رد آنها را مي گرفت و حتي كوشش كرد يك تبعيدي ليبي كه در آمريكا زندگي مي كرد را به قتل برساند.
قذافي بعضي علايم شخصيت مرزي را نشان مي دهد. شخصيت مرزي به افرادي اشاره دارد كه در مرز بين اختلال اعصاب و جنون هستند. چنين كساني كه اغلب مي توانند عمكردي كاملاً عقلاني داشته باشند. اما ممكن است تحت فشارهاي مشخصي به زير مرز بروند و دريافت ها و ادراكشان تحريف و ناهموار شود و كنش هايشان مختل شود.
يك مثال در مورد قذافي اين است كه موقعي كه نيروهايش به سوي بنغازي پيشروي مي كند و با مقاومت خيلي كمي مي تواند اين شهر را بگيرد، احساس تقريباً شكست ناپذيري به او دست مي دهد. در اين موقع قول مي دهد دشمنانش را اتاق به اتاق جست و جو كند.
از طرف ديگر، موقعي كه رنجيده مي شود و موقعي كه زير فشار قرار مي گيرد و به ويژه موقعي كه به عنوان رهبري قدرتمند ديده نمي شود و وضعيت فعلي اوج آن است چهره ديگري را در روانشناسيش نشان مي دهد و آن اين نوعي جنگاور اصيل عرب است كه تمام قامت بر ضد نيروي برتر و عالي ايستاده است.
يك مثال ديگر مربوط به دهه 1970 است. موقعي كه او اعلام كرد حق حاكميت ليبي به 200 مايل در سواحل گسترش يافته گسترش يافته درحالي كه آب هاي بين المللي در 12 مايلي شروع مي شود. او اعلام مي كند هركس از اين خط مرگ عبور كند سوژه حمله مي شود. وقتي آمريكا گفت برنامه دارد تا در خليج سيدرا مانور دهد و به داخل اين منطقه 200 مايلي وارد شد قذافي جت هايش را برضد آنها به پرواز درآورد. اما بعد جالب بود كه گفت:«من مي خواهم از ايالات متحده به خاطر اين كه مرا به قهرمان جنگ جهاني سوم تبديل كرد تشكر كنم.» ايستادن در مقابل يك دشمن برتر ارزش زيادي در جهان عرب دارد.
آیا قذافي سعي می كند در قدرت بماند يا به طور اساسي از ليبي امروز خارج شده است؟
برای پاسخ به این پرسش بايد صدام حسين را به خاطر آورد كه چه مدت طول كشيد تا او را پيدا كردند. من باور دارم او تا پايان باور دارد مي تواند اين را از سر بگذراند و قهرمانانه در برابر دشمن بايستد و اين كه مردمش از او حمايت مي كنند.
يك سري پرسش ها درباره چنين رهبراني وجود دارد. آيا به تبعيدي باشكوه مي روند {مثل رييس جمهوري سابق هاييتي} يا دست به خودكشي مي زنند؟ من فكر نمي كنم هيچ يك از اينها در كارت هاي قذافي باشد.
او اصرار مي كند كه در طرابلس است و تسليم نمي شود. «ما نمي توانيم به عقب برگرديم تا آخرين قطره خونمان ايستاده ايم. من با شما هستم. به جلو برويد.» و در يك بيانيه تلويزيوني ديگر مي گويد بيرون برويد و سلاح هايتان را برداريد. همه شما.»
اين با رويه چرچيل متفاوت است. كسي كه توصيه مي كرد مردم از لندن خارج شوند و به جايش خودش در شهر مي ماند تا حمله رعدآسا را همراه مردم بريتانيا تحمل كند. او نوعي از نقش قهرماني را دارد و دوباره به صورت اول شخص جمع مي گويد:«ما ايستاده ايم و در برابر اين ظلم مقاومت خواهيم كرد.» اين به طور قابل ملاحظه اي الهام بخش است.
اما رفتار قذافي باز هم به خودشيفتگيش برمي گردد. او زماني كه خيلي مشكل دارد، كاري را انجام مي دهد كه بيشتر خودشيفته ها انجام مي دهند همدردي با درد و تحمل ديگران كه همه به خاطر او اوست.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




