حميده احمديان راد
«بزرگ تر بهتر است» نظريه اي پذيرفتني در دنياي جانوران و گياهان است. به طوركلي موجودات زنده اي كه بدن هاي بزرگ تر يا رشد سريع تري دارند گرايش دارند كه زندگي طولاني تري داشته باشند، بيشتر جفت گيري كنند و فرزندان بيشتري به دنيا آورند. چه گوزن باشند چه سنجاقك.
براي بيشتر گياهان و جانوران، اندازه بزرگ تر بدن و زمان بندي زودرس اعمالي مثل شكوفه دادن، تخم گذاري، زايمان و ... مزيت هاي قابل توجهي را براي ادامه حيات به آنها اعطا مي كند.
اما در رابطه با نظريه «بزرگ تر بهتر است» يك نكته مبهم وجود دارد و آن هم اين است كه چرا با وجودي كه مدل صحيحي است اما موارد مربوط به آن نادر است. به عبارتي اگر به نظر مي رسد موجوداتي به خوبي با شرایط خاص كنار مي آيند، پس چرا باز هم درنهايت افرادي كه زنده مي مانند و توليدمثل مي كنند نه خيلي كوچكند و نه خيلي بزرگ؟
يك مثال كلاسيك وزن انسان در هنگام تولد است. انسان هاي تازه متولد شده اي كه اندازه متوسط دارند، بيشتر احتمال دارد تا به حياتشان ادامه دهند تا آنهايي كه بيش از حد بزرگ يا بيش از حد كوچكند. به اين ترتيب درحالي كه براساس اين مدل موجودات زنده اي كه قابليت حركت دارند، بايد بزرگ تر و سريع تر شوند، اما باز هم مي بينيم كه در همان وضعيت ميانه و متعادل باقي مي مانند. به عبارتي در رابطه با بيشتر صفات موجودات زنده، اين الگو يك استثنا است، نه قانون. به ندرت مي بينيم كه افرادي كه به حياتشان ادامه مي دهند و توليد مثل مي كنند بهترين هاي متوسط ها باشند.
معما همين جا است كه عقل متعارف مي گويد موجوداتي كه خيلي خوب با محيط اطرافشان تطبيق مي يابند بيشتر زنده مي مانند. وقتي به طبيعت نگاه مي كنيم هم مي بينيم آنها كه بزرگ تر و سريع تر هستند بهتر با شرايط زيستگاه ها تطبيق مي يابند، بهتر توليدمثل مي كنند و بيشتر زنده مي مانند. با اين حساب چرا بقيه افراد يك گونه از نظر اندازه متوسط يا سرعت حركت و يا زيبايي به آنها نزديك نمي شوند.
براي اين وضعيت سه توضيح ارايه شده. يكي اين كه احتمال مي رود جانوراني كه بزرگ تر، سريع تر يا درخشان تر مي شوند مجبورند هزينه هايي را تحمل كنند. به عنوان مثال صفتي كه براي توليد مثل خوب است ممكن است براي ادامه حيات بد باشد. چنان كه در ماهي آبنوس، نرهايي كه رنگ درخشان دارند در جفت گيري موفق ترند، اما همين نرها بيشتر احتمال دارد كه به وسيله شكارچيان خورده شوند. احتمال ديگر اين است كه چون محيط زيست به آساني از فصلي به فصلي تغيير مي كند، صفاتي كه مزاياي بيشتري دارند هم بر همين اساس در طول زمان تغيير مي كنند. براي مثال در فنچ، چند سال نوك درشت مزيت محسوب مي شود چراكه دانه هاي بزرگ فراوان تر است. اما چند سال ديگر نوك كوچك تر مزيت پيدا مي كند چراكه دانه هاي كوچك فراوان ترند.
سومين احتمال اين است كه انتخاب طبيعي يك صفت را در يك جهت تقويت مي كند و به طور همزمان ديگري را هم در همان جهت از پيش مي بردبراي مثال ممكن است براي حشراتي كه پرواز مي كنند بال هاي بزرگ تر و بدن كوچك مناسب باشد. اما ممكن است حشرات دركنار بال هاي بزرگ بدن هاي بزرگ تري هم پيدا كنند.
منبع: http://www.physorg.com/news/2011-03-evolution-animals-bigger-faster.html
| < قبلی | بعدی > |
|---|




