020.ir

صفر بیست - علم را با لذت بیاموزید

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
صفحه اصلی > جانوران و گیاهان > جانوران > جاهایی که فسیل ها پیدا می شوند و شیوه تعیین سن فسیل ها

جاهایی که فسیل ها پیدا می شوند و شیوه تعیین سن فسیل ها

ترجمه: حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: 

فسیل ها چه هستند و دیرینه شناسی چیست؟  -  فسیل ها چگونه تشکیل می شوند و انواع آنها کدام است؟  -  جاهایی که فسیل ها پیدا می شوند و شیوه تعیین سن فسیل ها

پيدا كردن فسيل، مهارت، سرسختي و شانس

فسیل دایناسوراز آن جايي كه فسيل ها در طول تشكيل شدن دفن شده اند، پيدا كردن آنها ممكن است مشكل باشد. ديرينه شناسان تحقيقات بسيار زيادي انجام مي دهند تا تصميم بگيرند كه كجا را براي پيدا كردن دايناسورها حفر كنند. براي انتخاب بهترين مكان براي كندن، آنها این مکان ها را انتخاب می کنند:

-سنگ رسوبي- سنگ هاي شن و ماسه اي، سنگ رسي يا سنگ آهكي (اين جا جايي است كه بيشتر فسيل ها در آنها حفظ مي شوند).

-لايه رسوبي از عهد مزورزوييك (موقعي كه دايناسورها زندگي مي كردند). سنگ رسوبي بي حفاظ تشخيصش بسيار آسان است. براي پيدا كردن يك مثال از سنگ رسوبي بي حفاظ در منطقه تان به صخره هایی که برای ساخت بزرگراه  بريده شده بگرديد. لايه ها بايد به آساني قابل مشاهده باشند. مكان هاي ديگر براي پيدا كردن لایه رسوبی، دره هاي باريك، زمين هاي سنگلاخي يا باتلاقي است.

-مكاني كه در طول دوره مزوزوييك نه اقيانوس بوده و نه درياچه. به خاطر اين كه  دايناسورها تنها در خشكي زندگي مي كردند.

مناطقي كه سنگ رسوبي حاوی فسيل دارند به سرعت فرسوده مي شوند (به خاطر باران، سيل، باد و غيره). این مکان ها براي پيدا كردن فسيل ها خوب هستند. به ندرت فسيل ها به آسانی پیدا می شوند. ديرينه شناسان بايد مقدار خيلي زيادي كار كنند تا محل فسیل را پیدا کنند و بعد محل را حفر کنند.

قاره ها

فسيل ها در هر قاره اي روي زمين پيدا مي شوند. لایه های سنگ در بسياري از مكان ها به طور قابل توجهي شبيه به بقیه هستند. اين نظريه آلفرد واگنر را تأييد مي كند كه 200 ميليون سال قبل تنها يك خشكي روي زمين وجود داشته كه همان پانگه آ ناميده مي شود (به معني همه زمين). اين خشكي به آهستگي جدا شده و قاره هاي جدا را تشكيل داده. تئوري واگنر توضيح مي دهد كه چرا فسيل هاي یک گونه در قاره هاي مختلف غير متصل وجود دارد.

بچه ها و فسيل ها

بچه ها فسيل هاي مهمي از دايناسورها پيدا كرده اند. از جمله پوست يك تی ركس به وسيله یک كودك 12 ساله و يك تخم دایناسور به وسيله يك كودك سه ساله پيدا شده است.

ديرينه شناسان روش هاي زيادي را براي تعيين سن فسيل ها در دوره هاي زمين شناسي مورد استفاده قرار مي دهند.

1-قديمي ترين روش استرتيگرافي (لایه شناسی) است كه مطالعه درباره عمقي است كه يك فسيل در آن دفن شده. فسيل هاي دايناسورها معمولاً در سنگ هاي رسوبي پيدا مي شوند. لايه هاي سنگي رسوبي (استراتا) به طور افقي ته نشين مي شوند. و لايه هاي جديدتر بالاي لايه هاي قديمي تر تشكيل مي شود و آنها را فشرده مي كند. ديرينه شناسان مي توانند زماني را كه از عمر دايناسور گذشته است را با تخمين زماني كه استراتوم -كه حاوی فسيل است- شكل گرفته تخمين بزنند. معمولاً فسيل هاي قديمي تر وسنگ هاي قديمي تر در لايه هاي پايين تر پيدا مي شوند.

2-تماشاي نوسانات حوزه مغناطيسي زمين. اين نوسانات در دوره هاي زمين شناسي مختلف، حوزه هاي مغناطيسي مختلفي در سنگ ها به جا گذاشته.

3-تعيين سن تقريبي يك فسيل كه چند ساله است با استفاده از تعيين سن راديوايزوتوپ سنگ هاي آتش فشاني كه نزديك فسيل پيدا مي شود. ايزوتوپ هاي عناصر راديواكتيو بي ثبات مانند اورانيوم- 235 كه به طور ثابت فاسد مي شود، شناخته شده ترين نسبت ها را در طول زمان دارد (نيم عمر آن، بيش از 700 ميليون سال است). يك تخمين دقيق از سن سنگ را مي توان با آزمايش نسبت هاي عناصر راديواكتيو باقي مانده تعيين كرد. براي مثال موقعي كه گدازه خنك مي شود، هيچ محتواي سربی ندارد اما مقداري اورانيوم راديواكتيو U-235 دارد. با گذشت زمان كه اورانيوم راديواكتيو بي ثبات به شكل دايمي به صورت سرب-207 فاسد مي شود، مشخص مي شود كه به نيمه عمرش رسيده است. با مقايسه نسبت اورانيوم-235 و سرب207  مي توان سن سنگ آتش فشاني را تعيين كرد. پتاسيم-40 (كه به آرگون-40 فاسد مي شود) هم براي تعيين سن فسيل ها مورد استفاده قرارمي گيرد. كربن-14 نيمه عمرش 5586 سال است. اين معني اش اين است كه نيمه كربن-14 به نيمه نيترو‍ژن-14 فاسد مي شود. نيمه باقي مانده كربن-14 5568 سال بعد فاسد مي شود و غيره. اين ميزان براي تعيين سن دايناسورها كافي نيست. در نتيجه كربن-14 براي تعيين تاريخ موادي كه بيش از حدود 50 هزار تا 60 هزار سال سن دارند مفيد است (براي تعيين سن موجودات زنده اي مثل انسان نئاندرتال و جانوران عصر يخبندان مفيد است).

تعيين سن از راه راديوايزوتوپ را نمي توان مستقيماً روي فسيل ها مورد استفاده قرار داد. براي تعيين سن يك فسيل، لايه هاي سنگ آتشفشاني زير فسيل (فسيل ماقبل تاريخ) و بالاي آن كه بعد از وجود دايناسور است تاريخ گذاري مي شود. نتيجه اش اين است كه مي توان دامنه زماني زندگي دايناسور با لحاظ فوران هاي آتشفشاني به دست مي آيد.

4-جست و جو براي فسيل هاي مرتب: فسيل هاي عادي مشخصي براي تعيين سن زيست شناسي مهم هستند. چراکه می دانیم موجوداتی که تبدیل به این فسیل ها شده اند، در محدوده زماني مشخصی وجود داشته اند. مثال هاي اين فسيل ها برچيپودها هستند (كه در دوره كمبرين ظاهر شدند). تريلوبيت ها (كه شايد پيش از كمبرين يا ابتداي پالئوزوييك ريشه گرفتند- حدود نيمي از فسيل هاي پالئوزوييك تريلوبيت ها هستند)، آمونيت ها (از دوره هاي ژوراسيك و تراسيك كه در طول انقراض كرتاسه-ترتياري از بين رفتند)، بسياري از نانوفسيل ها (فسيل هاي ميكروسكوپي از مناطق مختلف كه به طور گسترده اي  توزيع شده، فراوان بوده و مخصوص اين دوره بودند) و غيره.

بعد از اين كه فسيل پيدا مي شود لازم است كه به دقت از حاشيه هاي سنگي اطرافش كه شايد ميليون ها سال است آن را احاطه كرده آزاد شود. سپس لازم است كه قطعات فسيل كنار هم گذاشته شوند.

به ندرت اسكلت دايناسورها به طور كامل پيدا مي شود. بعضي وقت ها حتي قطعات اضافي از دايناسورهاي ديگر در همان مكان وجود دارد. کار خيلي مشكلی است كه محل قرارگیری استخوان هاي فسيل شده را پيدا كرد و به هم بند كرد تا دوباره يك اسكلت كامل ساخته شود. علم آناتومي جانوري لازم است تا قطعات فسيل ها به هم وصل شوند و حدس زده شود كه چه تكه هايي گم شده.

وقتي ساختمان بدن دايناسور مشخص مي شود، فسيل ها در يك چهارچوب به هم چسبانده مي شود. نزديكی استخوان ها به یکدیگر در هنگام حفاری، فيزيولوژي جانوري مدرن، و شیارهای به جا مانده و فسيل اثرات به جا مانده مثل جاي پا و تجربيات مهندسي کلیدهایی برای ساختن چهارچوب دایناسور می دهد. (براي مثال آيا دم توازن سرو گردن را به وجود مي آورد؟).

انسان ها فسيل هاي دايناسورها را صدها و يا شايد هزاران سال پيش پيدا كرده اند. يوناني ها و رومي ها ممكن است فسيل هایی را پيدا كرده بودند كه آنها را غول يا نيم شير، نيم آدم مي ناميدند. در چين ارجاعاتي به استخوان هاي اژدها شده كه در بيش از دو هزار سال قبل پيدا شده. اينها شايد فسيل هاي دايناسورها بوده اند.

خيلي بعدتر در سال 1676 يك استخوان سفت عظيم الجثه به وسيله "ريورند پلات" در انگلستان پيدا شده. فكر مي شد كه اين استخوان به غولي متعلق بوده. اما شاید مال يك دايناسور بوده. گزارش اين كشف در 1763 منتشر شد. اولين فسيلي كه به شكل علمي توصيف شد "مگا لوسور" بود كه در سال 1824 به وسيله ويليام بوكلند نامگذاري شد.

 

آگهی ها

بنر

آگهی کتاب

بنر

نظر سنجی