حميده احمديان راد
مونيك راسين مددكار باسابقه محله در كشورش فرانسه است. در اين كشور علاوه بر مددكارانى كه در سازمان هاى مختلف مشغول به كارند، مددكارانى به نام مددكار محله نيز وجود دارند كه در حال حاضر زير نظر شوراهاى عمومى كار مى كنند. هر مددكار محله مسئول پنج هزار نفر از افراد محلى است. راسين در گفت وگو با روزنامه ايران مى گويد: «عمده وظيفه مددكاران رسيدگى به بچه ها و حفاظت از آنها است. چراكه كودكان، آينده جامعه را مى سازند». مددكاران محله در اين كشور تا حد امكان مى كوشند وضعيتى را به وجود آورند كه كودكان بتوانند در خانواده هاى خودشان در شرايط مناسب و بى خطرى رشد كنند. به همين دليل مددكاران محله براى ايجاد شرايط مناسب زندگى براى كودكان به وضعيت والدين آنها هم رسيدگى مى كنند و مى كوشند كه هم از نظر مالى و هم از نظر سلامت روانى به آنها كمك كنند تا كودكشان در شرايط مناسبى رشد كند. اما اگر تلاش هاى آنها نتيجه نداد و در نهايت محيط خانوادگى كودك براى رشد او نامناسب و خطرناك تشخيص داده شد، گزارش هاى مددكاران حتى مى تواند به گرفتن حضانت كودك از والدينش منجر شود. از آنجا كه كشور فرانسه جزو اولين كشورهايى است كه در آن انقلاب صنعتى به وقوع پيوسته، براى مقابله با تبعات آن بويژه براى مادران شاغل، حرفه مددكارى در اين كشور خيلى سريع رشد كرده و پيچيدگى هاى زيادى پيدا كرده است.
مونيك راسين مددكار باسابقه محله در كشورش فرانسه است. در اين كشور علاوه بر مددكارانى كه در سازمان هاى مختلف مشغول به كارند، مددكارانى به نام مددكار محله نيز وجود دارند كه در حال حاضر زير نظر شوراهاى عمومى كار مى كنند. هر مددكار محله مسئول پنج هزار نفر از افراد محلى است. راسين در گفت وگو با روزنامه ايران مى گويد: «عمده وظيفه مددكاران رسيدگى به بچه ها و حفاظت از آنها است. چراكه كودكان، آينده جامعه را مى سازند». مددكاران محله در اين كشور تا حد امكان مى كوشند وضعيتى را به وجود آورند كه كودكان بتوانند در خانواده هاى خودشان در شرايط مناسب و بى خطرى رشد كنند. به همين دليل مددكاران محله براى ايجاد شرايط مناسب زندگى براى كودكان به وضعيت والدين آنها هم رسيدگى مى كنند و مى كوشند كه هم از نظر مالى و هم از نظر سلامت روانى به آنها كمك كنند تا كودكشان در شرايط مناسبى رشد كند. اما اگر تلاش هاى آنها نتيجه نداد و در نهايت محيط خانوادگى كودك براى رشد او نامناسب و خطرناك تشخيص داده شد، گزارش هاى مددكاران حتى مى تواند به گرفتن حضانت كودك از والدينش منجر شود. از آنجا كه كشور فرانسه جزو اولين كشورهايى است كه در آن انقلاب صنعتى به وقوع پيوسته، براى مقابله با تبعات آن بويژه براى مادران شاغل، حرفه مددكارى در اين كشور خيلى سريع رشد كرده و پيچيدگى هاى زيادى پيدا كرده است. در كشور ما نيز مدتى است كه توجه زيادى به كودكانى كه در معرض آسيب هاى جسمى و روانى قرار مى گيرند مى شود. بويژه كودك آزارى هايى كه در خانواده ها انجام مى شود با حساسيت زيادى از سوى روزنامه ها و افكار عمومى دنبال مى شود. علاوه بر آن دولت نيز با توجه به اهميت سلامت روانى كودكان و نوجوانان، با گسترده تر كردن آموزش مهارت هاى زندگى در مدارس و ايجاد و تجهيز مراكز روانشناسى متعلق به آموزش و پرورش مى كوشد از آسيب هاى احتمالى به كودكان و نوجوانان جلوگيرى كند و يا به درمان آسيب ها كمك كند. منتها از آن جا كه سابقه صنعتى شدن و به وجود آمدن نهادهاى مدرن در ايران طولانى نيست، هنوز فعاليت ها نيز شكلى منسجم ندارد. شايد اين انسجام را مددكاران بتوانند به وجود آورند.
يك پرونده پيچيده كودك آزارى در دست يك مددكار
مونيك راسين كارشناس مددكارى فرانسوى از مراحل حل يك پرونده سنگين در شهر نيس صحبت مى كند. او در اين پرونده در نهايت ناچار شد به جدا شدن كودكى از مادرش و زندانى كردن اين مادر كمك كند. قضيه از اين قرار بود كه راسين در اين مدت بارها به دلايل مختلف با مادرى روبه رو شد كه كودكى با وضعيت نامتعادل روانى داشت. بار اول اين زن به دليل باردارى به همراه كودك سه ساله اش به مركز مددكارى محله مراجعه كرد. در كشور فرانسه در راستاى سياست هاى تشويقى براى افزايش جمعيت و نيز اطمينان از پرورش مناسب كودكان مادرانى كه باردار مى شوند در صورت تمايل مى توانند در ماه چهارم باردارى به مددكاران مراجعه و كمك هايى دريافت كنند. در واقع اين كمك ها متعلق به كودك است و بعدها نيز به انحاى مختلف ادامه مى يابد و مددكاران نيز بر خرج صحيح اين كمك ها براى كودك نظارت مى كنند.
از نظر راسين اين كودك رفتار عجيبى داشت و كلمات به خصوصى را مدام تكرار مى كرد. بار دوم راسين شكايتى از همسايه ها دريافت كرد كه بر اساس آن كودكى هر روز در باران و سرما در بالكن خانه اى رها مى شود. راسين بر اساس اين شكايت نامه اى براى صاحب خانه فرستاد و از پدر و مادر كودك خواست در تاريخ و ساعتى كه برايشان تعيين شده در خانه حضور داشته باشند. او در روز مورد نظر به اين خانه مراجعه كرد و با خانه اى بشدت به هم ريخته مواجه شد. اين خانه متعلق به همان زنى بود كه پيش از اين به دليل باردارى به همراه كودك سه ساله اش به مركز مددكارى مراجعه كرده بود. در خانه همه سيم ها از سقف و نقاط ديگر آويزان بودند. همه ظرف ها به جاى قرار داشتن در جاى مشخص روى ميزها رها شده بودند. راسين در وسط اتاق كودك تنها يك تشك ديد و حتى هيچ رواندازى براى او وجود نداشت. كودك در اين مدت خودكار او را خرد كرده بود. راسين با صحبت هايى كه با پدر كودك انجام داد متوجه شد كه وى به خاطر مرگ پدر و مادرش در كودكى با عمه اش زندگى مى كرده و عمه اش او را براى تنبيه به صندلى مى بسته و با مته تهديدش مى كرده است. بنابراين او طبيعى مى دانسته كه با كودك خودش نيز چنين رفتارى داشته باشد. اما نكته ديگرى نيز مشخص مى شود و آن اين كه پدر و مادر كودك از يكديگر جدا شده اند و او تنها به دليل خواست مددكارى در جلسه حاضر شده است و اينك همسرش با مرد ديگرى ازدواج كرده است.
راسين مدتى درباره شيوه رفتار درست با كودك خردسال با آنها صحبت و خانه شان را ترك كرد. منتها او اينك درباره گزارش هاى احتمالى آينده آماده بود. در كشور فرانسه كودكان از چهار سالگى به مدرسه مى روند و او خيلى سريع گزارش هايى از مدرسه اى كه كودك به آن مى رفت دريافت كرد. مسئولان مدرسه گزارش دادند كه او دائم سر خود يا دانش آموزان ديگر را داخل دستشويى مدرسه فرو مى كند و مدرسه ديگر قادر به پذيرش او نيست. راسين يك بار ديگر به خانه كودك مراجعه كرد و با مردى مواجه شد كه جاى پدر كودك را گرفته بود و رفتار ناخوشايندى داشت. وى مى گفت كه از كودك خوشش نمى آيد و حاضر به پذيرش او نيست. راسين با او صحبت كرد و سعى كرد وى را مجاب كند كه در هر صورت اين خانه متعلق به كودك نيز هست. راسين با مراجعه به پرونده هاى موجود در مددكارى متوجه شد كه اين مرد به دليل ناتوانى در پرداخت هزينه هاى زندگى پيش از اين پرونده هايى در مددكارى داشته است.
راسين اين بار از رئيس خود خواست كه پرونده كودك در اختيار قاضى كودكان قرار گيرد و تا آن موقع كودك به خانواده ديگرى سپرده شود. در اين كشور خانواده هايى وجود دارند كه حاضر به پذيرش اين گونه كودكان مى شوند. اين خانواده ها از فيلترهاى متعددى عبور مى كنند و در ازاى كارشان پولى كه البته مقدار آن چندان قابل توجه نيست دريافت مى كنند. قاضى كودكان پس از بررسى پرونده كودك دستور داد كه پليس كودكان وارد عمل شود. پليس هاى كودكان روانشناسانى در استخدام پليس هستند كه قادرند از حرف هاى كودكان استنتاجاتى داشته باشند. پليس كودكان پس از بررسى حرف هاى كودك متوجه شد كه او بارها از سوى پدر جديد مورد آزار و اذيت قرار گرفته و مادر وى نيز از اين موضوع اطلاع داشته است. با اين شواهد مادر كودك به تحمل زندان محكوم شد و با توجه به اين كه پدر اصلى كودك نيز در شهر ديگرى در حال ازدواج بود و امكان پذيرش حضانت كودك را نداشت، كودك در كنار خانواده اى كه حضانت او را پذيرفته بودند باقى ماند.
حضور محدود چاره ساز نيست
مدتى است كه در كشور ما هم حضور مددكاران در بسيارى از جاها ضرورى احساس مى شود. اما حضور محدود چاره ساز نيست.
مدتى است كه در كشور ما هم حضور مددكاران در بسيارى از جاها ضرورى احساس مى شود. اما حضور محدود چاره ساز نيست.
مددكاران با ارتباطى كه با كودك و خانواده او از يك طرف و نظام قضايى از طرف ديگر برقرار مى كنند، مى توانند جلوى وارد آمدن بسيارى از آسيب هاى احتمالى بر كودكان را بگيرند. البته از طرف ديگر هم صرف ايجاد مراكز مددكارى يا مستقر كردن مددكاران در مدارس يا مراكز ديگر كافى نيست، بلكه نظام مددكارى بايد قدرت زيادى داشته باشد. تا حدى كه اگر مددكاران تشخيص دهند كودكى بايد از خانواده بى صلاحيت و مشكل دارش جدا شود، امكان اين كار وجود داشته باشد و قانون از او حمايت كند.
به هر حال اگر مددكاران كار خود را جدى بگيرند و نيز جدى گرفته شوند، مى توانند ارتباط و انسجامى در فعاليت هاى مربوط به رسيدگى به افراد آسيب پذير ايجاد كنند. در اين شرايط همه مراكزى هم كه با مشكلى در وضعيت كودكان مواجه مى شوند مى دانند چه كسانى را در جريان قرار دهند.
راسين مى گويد: «در كشور فرانسه اگر مادرى هم براى اطلاع از باردارى خود به مراكز مددكارى مراجعه نكند، در نهايت به كلينيك يا پزشك مراجعه مى كند و يا بعداً كودكش را به دكتر مى برد. يا خانواده ها گذارشان به شهردارى و يا بيمارستان مى افتد و در نهايت كودكشان را به مدرسه مى فرستند. در تمام اين شرايط تمام اين مراكز به محض مشاهده وضعيت غيرعادى در مادر باردار يا كودك موضوع را به مددكاران اطلاع مى دهند و مددكاران براى حل مشكل كودك و خانواده او وارد عمل مى شوند».
بدون شك اين قبيل فعاليت ها موجب مى شود نسلى سالم تر وارد عرصه كار و زندگى شود. چيزى كه همه ما براى فرزندانمان آرزوى آن را داريم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




