مونا عفیفی
دانشجوی پزشکی دانشگاه شهید بهشتی

آناتومي علمي است كه از شناسايي قسمت هاي گوناگون بدن صحبت مي كند. anatomy از دو كلمه Ana به معني برداشتن و tomy به معني بريدن تشكيل شده است كه معادل فارسي آن كلمه كالبدشناسي يا تشريح است. در این مطلب به تعدادی از اصطلاحات مهم در آناتومی اشاره می شود.
Flexion: تا كردن
Extension: باز كردن
Adduction: نزديك كردن به محور مياني بدن
Abduction: دور كردن از محور مياني بدن
Rotation: چرخش حول محور طولي بدن
Proximal: نزديك تر به ريشه اندام
Distal: دورتر به ريشه اندام (به عنوان مثال مچ دست نسبت به بازو در وضعيت Distal يا دور قرار دارد. زيرا از ريشه اندام دورتر است).
Palmar: به كف دست سطح Palmar مي گويند.
Plantar: به كف پا سطح Plantar مي گويند.
*اما پشت دست و پا هر دو، سطح dorsal (پشتي) نام دارد.
Supination: يعني كف دست را به حالت دعا و استغاثه به طرف خارج چرخانده باشيم.
Pronation: عكس حالت بالا است.
داخلي: نزديك تر به محور مياني بدن
خارجي: دورتر از محور مياني بدن
قدامي: جلويي
خلفي: عقبي
Tubercle: تكمه
Eminence: برآمدگي
Tuberosity: برجستگي
Spine: خار
Crest: ستيغ
Line: خط
Fossa: حفره
Cauty: حفره بزرگ و عميق
Foramen: سوراخ
Fissure: شكاف
Hiatus: شكاف بزرگ تر
Groove يا sulcus: ناودان
Ductus يا canal: مجرا
سطوح مفصلي برآمده را condyle و رأس برآمده آنها را Epicondyle مي نامند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




